کوتاه نویسی درباره ی گلی که دزد بود

کوتاه نویسی با  (گل.دزد.امسال.رنگ)  یا آن که عبارتی کوتاه درباره ی گلی بنویسید که دزد بود!

 

به نثر:

تو ای محبوب زیباروی من،از همه زیباتری. هر جا تو  تجلی نمایی  گل از ان مکان بار سفر می بندد که می داند در برابر جمال بی مثالت رنگ و بویی ندارد. همه ی گل های گلستان رنگ و رو را از تو عاریت می گیرند. سال گذشته زمانی که تو جلوه نمودی،گل،چهره ی زیبای تو را دید و رنگی از رخت برگرفت و با خود برد و امسال با بهره از همان رنگ و بویی که از تو برده بود به بازار هستی آمد. من او را شناختم و فریاد زدم دزد!دزد! بگیریدش! تا گل این سخن را شنید پا به فرار گذاشت.

 

 

 

 این جملات به صورت سخنی موزون و موجز در شعر مبارکشاه غوری این چنین آمده است:

 

گل با رخ خوب تو بخندید و برفت

از رنگ رخت،رنگ بدزدید و برفت

امسال برآراسته رخ بازآمد

گفتم که:"بگیر،دزد!" بشنید و برفت

/ 8 نظر / 16 بازدید
صدف نصر

زیبا بود .متشکرم

رهگذر

چرا اسم این وبلاگ رو «عندلیب جان» گذاشتید؟ معنی «عندلیب جان» چیه؟ ممنون می شم اگه جواب بدین!

فهیمه

رمضان ماه مهمانی خداست [گل]

زینب

سلام من یکی از شاگرد هاتون هستم شما وب خیلی قشنگی دارید به وبلاگ من هم سر بزنید[لبخند]

مهرو

سلام خانوم.دلم براتون خیلی تنگ شده.شب قدر التماس دعا!

م ه ل ا

سلام خانم ببخشید رمز عبور خاطرات معلمی شما همان رمز قبلی است؟

شاگرد

ببخشید منظور از رمز ورود برای خاطرات معلمی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هرکسی نمیتونه این رمز را داشته باشه؟؟؟؟؟[ناراحت]

نماینده ادبیات

[سلام خانوم:سایت خوبی دارین[تایید] یه سخن با مهرو که می دونم هر روز سر میزنه:چرا تلفنتو جواب نمیدی[قهر][تماس][منتظر]