می خواهم یک انشای خوب بنویسم

دانش آموز گرامی :

برای زیبا تر نوشتن می توانید به "زیبا نوشته های دانش آموزان" که در فهرست وبلاگ قراردارد مراجعه کنید و با الگو گرفتن از نگارش دوستانتان بهتر بیندیشید و بنویسید.

 

 

برای بهتر نوشتن باید بهتر فکر کرد.از اندیشه های قالبی و تکراری که همیشه در قلک ذهن قرار دارد و مانع نگارش نو و تازه می شود باید به نحو خلاقانه برای نوشتن زیبا بهره برد.

 

هنر آن نیست که از پنج موضوع تازه پنج متن تازه بنویسیم هنر آن است که از یک موضوع تکراری و  به قول بچه ها خسته کننده  بتوانیم پنج متن مختلف بنویسیم. واین کار جز با اندیشه ی باز و خلاق و جسورانه به دست نخواهد آمد. با این بیان، حال دیگر موضوعات: علم بهتر است یا ثروت؟ تابستان خود را چگونه گذراندید؟ می خواهید در آینده چه کاره شوید؟ و... برای یک نویسنده ی متفکر  و علاقه مند جنبه ی تکرار ندارد.

راه درست نوشتن درست فکر کردن است و اندیشه ی درست هم با مطالعه ی کتب خوب و مفید و داشتن لحظات سکوت برای تفکر  ممکن است.

اجازه ندهید اندیشه ی شما  به یک سری واژه های  کلیشه ای  محدود شود.ذهن نیاز به ورزش و تفکر دارد. باید بدانید اگر ذهن را مجبور به نوشتن کنید مطالب خوب و زیبا به شما تحویل نمی دهد.اگر قبلا با علاقه و از روی میل با واژه ها کار کنید و خلاقانه بیندیشید در زمان آزمون هم که بالطبع همه مجبور به نوشتن آن هم با موضوعی خاص هستید نگران نخواهید شد.

/ 14 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگين

با سلام ، به نظر من سوالاى امتحان بسيار مناسب بودند و هيچ اشكال و نقصى نداشتند اما به نظر من وچند نفر از دوستانم مدت زمان پاسخگويى به سوالات محدود بودند و بارم سوال اردك و شير آب بسيار زياد بود و اينجانب خواستار تغيير نظر در مورد بارم بندى سوالات ميباشيم... با تشكر

زهرا صادقی نیا

سلام خانم.به نظرمن سوالات خوب بود و من برای اولین بار مشکلی برای نوشتن جواب نداشتم [تعجب] اما به نظر من و تعداد زیادی از دوستان وقتمون کم بود. و دوست عزیز ناشناسم شمایی که میای اینجا و نظر میدی به نمایندگی از بقیه ی دوستانت که حالا به هر دلیلی نتونستن بیان و در کل نماینده ی دانش آموزان مدرسه ی ما هستی و با این کارت شعور خودت که نابود شد هیچ (اصلا مهم نیس)شعور کل مدرسه ی فرزانگان رو زیر سوال بردی. [عصبانی]

فهیمه

گاهی کمی سختی به اردک وجودمان بال وپر پرواز بلندتری می دهد همیشه شیر اب باز نیست گاهی در هنگام تشنگی آزمونی برقرار است که ما باید با نیروی اندیشه مان بازش کنیم تا اردک روحمان را سیراب کنیم..... [گل][گل]

مطهره

به نظر منم وقت امتحان خیلی کم بود ولی سخت نبود. سؤال شیر آب و اردک(که من نوشتم مرغابی؛خوب خودشون سر امتخان گفتند هرچی دوست دارید تصور کنید حتی کلاغ!!!!!!)هم اولش یه جوری بود،ولی خانوم ناشناس،اگه یه کم حس ادبی تو به کار می گرفتید،شما هم می تونستید جملات زیبایی خلق کنید.با نظر زهرا هم دربارهی ناشناس موافقم! موضوعات انشا هم جالب بود.

کیمیا 18

سوالات یه مقدار دشوار بودن ولی این دشواری دلیل بر این نمیشه که از سلول های خاکستری مغزمون استفاده نکنیم و فقط همون چند تا جمله ای که حفظ کرده بودیم رو بنویسیم !! [عصبانی] ولی باز هم ازتون متشکرم. این سوالات واقعا مغزمون رو به کار انداخت و باعث شد که برای امتحانات بعدی بیش تر تمرین کنیم !! [لبخند] امیدوارم که همه ی بچه ها خوب داده باشن !! فقط یه چیزی خانم اون سوال شعر و نثره آخِر کدوم میشه ؟! من غلط زدم !! [ناراحت]

عادله

چقدر معترض بودند بعضی ها به حل نشدن دو سوال درکلاس که در امتحان ریاضی هم آمده بود...خیلی دوست داشتم دقیقا وقتی همونااز سر جلسه بیرون اومدن،براشون از ذوق ریاضی،درک ریاضی،تفکر خلاق(در ایجاد دو خط موازی و استفاده از قضیه ی متبادل درونی)و این که همیشه شیر آب باز نیست و اردک وجود وسلول های خاکستری و ....صحبت کنم و بعد ببینم ان قدر با ادب می مونند؟یا شاید هم بدون اسم انتقاد بی ادبانه و غیر منطقی میکنند و ... خانم نظر شما چیه؟آیا تفکر خلاق فقط نوشتن جمله ی زیبا برای اردک و شیر آبه؟یا ایجاد یه خط موازی برای حل مسئله هم تفکر خلاقه؟منتقدان عزیز نظر شما چیست؟

پریناز

واقعا برای خانوم ناشناس متاسفم فقط شعور خودشو زیر سوال برد ولی حداقل به ذهنش رسیده اسمشو ناشناس بزنه

زهرا

سلام ببخشید میشه موضوعات مختلف انشا را بزارید دستتون درد نکنه[لبخند]

zeinab

salam تنهابودم همه بدون توجه ازکنارم می گذشتن انگارتنهایی جزیی اززندگی ام بود خیلی دوست داشتم بدانم ادم هاچه جوری همیشه شادهستن چه جوری همیشه لبخندواقعی برلب دارن نه مثل من که لبخندهم ازروی اجباره وفقط برای راضی کردن بقیه است.واقعاچگونه؟؟ دلم برایش تنگ شده انگارانقدر سرش شلوغ است که دیگروقت فکرکردن به من هم نداردحتی اسمان هم ازاین همه بی کسی وتنهایی دلش گرفته بود،قطره های باران ارام برگونه هایم می نشیند... قطره های باران انقدرزیباست که ماننداشک شوق مادراست ای کاش درکنارم بود... تاکه بودیم نبودیم کسی،گشت ماراغم بی هم نفسی،تاکه خفتیم همه بیدارشدن،تاکه مردیم همگی یارشدن،قدران شیشه بدانید که هست ،نه دران موقع که افتاد شکست تقدیم به بهترین فرشته حق... خانم صادقی خسته نباشید لطفا انشای منا برسی کنید.ممنون[چشمک]

خیلی ممنون ناراحت نشین من این انشارا تو مدرسه نوشتم اون موقع دلم برای مامانم خیلی تنگ شده .ب0رای همین اخرانشااین جوری تمومش کردم .باز خیلی ممنونننننننننننن [قلب][لبخند][گل]