شوخی مکن ای یار

شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند    بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند کس نیست که پنهان نظری با تو ندارد    من نیز بر آنم که همه خلق بر آنند اهل نظرانند که چشمی به ارادت    با روی تو دارند و دگر بی بصرانند هر کس غم دین دارد و هر کس غم دنیا    بعد از غم رویت غم بیهوده خورانند ساقی بده آن کوزه خمخانه به درویش    کان‌ها که بمردند گل کوزه گرانند چشمی که جمال تو ندیدست چه دیدست    افسوس بر اینان که به غفلت گذرانند تا رای کجا داری و پروای که داری    کز هر طرفت طایفه‌ای منتظرانند اینان که به دیدار تو در رقص می‌آیند    چون می‌روی اندر طلبت جامه درانند سعدی به جفا ترک محبت نتوان گفت    بر در بنشینم اگر از خانه برانند  

/ 2 نظر / 17 بازدید
فهیمه

شما امسال در مدرسه ی فرزانگان کلاس میگیرید[نیشخند]

boooogh

سلام. سه تا سوال دارم .میشه جواب بدین؟ 1- راه های موفقیت توی درس چیه؟ 2- اگه حافظه مون به خوبی گذشته نباشه چی کار کنیم تا دوباره مثل قبل بشه و تقویت بشه؟ 3- اصلاَ چیزی به اسم سحر و جادو وجود داره یا همش خرافاته؟ می دونم این سه تا سوال هیچ ربطی به هم ندارن ولی ممنون میشم اگه جواب بدین.[گل]