توصیف آسمان پر ستاره از زبان خودش


نیایش:

 

ستارگان جزو کوچکی از من هستند اما با اسرار بسیار...دائم در حال بازی اند و بااشکال

جالبی که با هم می سازند تو را به تعجب وا می دارند به طوری که شاعر هم می شوی

و دراین باره شعر می گویی و وقتی زمان مرگشان فرا می رسد و عمرشان به سر می

آید قرمز و زیبا می شوند تا تو ازمرگشان اندوه نخوری.

 

 

زینب:


...راضی ام از این که آسمانی شده ام که هر مسلمانی با دیدن من به یاد خداوند بزرگ

و جلال و قدرتش می افتد ...

دلم می خواهد بدانم وقتی مرا جبارم را خوشه ی پروینم را می بینید چه حسی پیدا می کنید.

 

مهشید:

 

من آسمان پر ستاره ای هستم که هر شب به من نگاه می کنید. کسی که بستر ماه

خورشید و ستارگان می شود و هزاران سیاره را درخود جای می دهد.

آری خداوند مر ابه این وسعت آفریده است و یکی از نشانه های قدرتش قرار داده تا شما

انسان ها به خود آیید و بدانید همان طور که من از بالا نظاره گر شما هستم خداوند نیز

اعمالتان را می بیند و بر آن آگاهی دارد.



موضوعات مرتبط: زیبا نوشته ها ی دانش آموزان , آسمان پرستاره , توصیف

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/٢۱ | ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

چه زشت و چه زیبا همه نقش قلم اوست//نی نی نکند زشت نگارنده ی زیبا

 

 

عطیه:

خداوند از همان آغاز خلقت همه چیز را روی نظم و ترتیب قرار داد...زشتی را از آفریده

هایش دور نهاد و زیبایی را به آنان هدیه داد.چرا که خود زیباست و زیبایی را دوست

دارد:الله جمیل و یحب الجمال

... زیبایی باطنی انسان از زیبایی ظاهری مهم تر است.این زیبایی ظاهری روزی از بین

می رود و پژمرده می شود ولی زیبایی باطنی در وجود انسان ماندگار می شود...مفهوم

این بیت فراتر از یک یا دو جمله است...

 

 

فاطمه:

 

...شاعر ابتدا طرز فکر غلط نسبت به آفریده های خداوند داشته اما بعد متوجه اشتباهش

می شود .بله ...شاید ما هم در دنیا چنین اشتباهاتی کرده و از خالق خود عیب گرفته

باشیم ولی باید که هیچ چیز زشت نیست فقط نگاه ما به پدیده های اطرافمان آن طور

که باید باشد نیست.

 

 

اسما:

 

...الله جمیل و یحب الجمال. خدا زیباست و زیبایی رادوست دارد  و خدایی که زیبایی را

دوست دارد هرگز چیزی را زشت نمی آفریند. بعضی ها فکر می کنند که خداوند آن ها را

زشت آفریده اما آنان نمی دانند که باعث زشت و سیاه شدن ظاهرشان کارها و

رفتارهایی است که خودشان انجام داده اند...

 

 

 

مهسا:

 

... ما نباید از نعمت های خداوند ایراد بگیریم .این کار را افراد ابله و نادان انجام می دهند

همانند فردی که شتری را درحال چریدن دید و ...

"ابلهی دید اشتری به چرا  

گفت نقشت همه کژ است چرا

گفت اشتر کاندر این پیکار

عیب نقاش می کنی هشدار "...

 

 

فاطمه:

 

...بسیاری از چیز هایی که فکر می کنیم ناپسند و بد و زشت هستند نیز آفریده ی

خداوند است که زیبایی آنان از چشم ما انسان ها پوشیده و نامرئی است.نه تنها اجزای

سازنده ی طبیعت بلکه بسیاری از وقایع تاریخی و احکام و تعالیم دین اسلام نیز با تمام

سختی ها و رنج هایی که دارند زیبا هستند...

 

 

 

 

توصیف آسمان پر ستاره از زبان خودش

 

 

فاطمه:

 

...شب ها گردن بندی می بندم و به مهمانی می روم.

جنس گردن بندم از ستاره است...

 

نرگس:

 

...دکمه هایم را به گونه ای به لباسم دوخته ام که اگر با یک خط  آن ها  را به هم وصل

کنید به شکل های مختلفی درمی آیند.اما این دکمه ها سال های بسیاری است که

روی لباس من هست و اکثرا نخ هایشان پوسیده و گاهی می افتند که شما به آن

شهاب سنگ می گویید...خیلی دوست دارم آسمان روز را ببینم اما هیچ وقت نمی

توانم...

 

 

 شکیبا:

 

شب هایی که بارانی هستم دیگر هیچ ستاره ای در من نیست .برای همین ابرها می

آیند و در فراق ستاره ها می گریند.

 

 

مائده:

 

وظیفه ی من این است که صبح ها خورشید را بیدار کنم و غروب برایش لالایی بخوانم که

بخوابد و سپس ماه را بیدار کنم...مانند مادری مهربان زمین را در آغوش گرفته ام...

 

 

 

 



موضوعات مرتبط: آسمان پرستاره , توصیف , زشت و زیبا , زیبا نوشته ها ی دانش آموزان

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٢ | ٤:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

 چه زشت و چه زیبا هم نقش قلم اوست // نی نی نکند زشت نگارنده ی زیبا

 

 

رژین:

خداوند ...هرگز زشت نمی آفریند چرا که خود زیباست و زیبایی را دوست دارد. خداوند

گاهی چیزی می آفریند که از نظر ما زشت است اما این گونه نیست...مانند شتر که به

گمان بعضی ها به خاطر داشتن بدنی پر از کجی و ناهمواری زشت است که در واقع

همین شتر است که می تواند در صحراهای پر از بوته های خار دوام بیاورد ...

 

فاطمه:

 

...صدای خش خش برگها ی پاییزی برای انسان ها لذتی است که انسان را به قدم

زدن در پارک ها وسوسه می کند. در زمستان زمین نفس سردی می کشد ...و ما 

با دیدن چنین زیبایی هایی به این سخن خواهیم رسید که : الله جمیل و یحب الجمال

 

مبینا:

 

...آسمان هم البته سخاوتمند می شود. این سخاوتمندی آسمان انعکاس بخشش

خداوند بلند مرتبه است. این نوشته توصیف کوچکی از نقش قلم صورتگر ماهر رانشان

می دهد و انسانی که صاحب هوش است با دیدن تغییرات محیط خود پی می برد که

پروردگار عالم هیچ چیزی ر ا بی دلیل و زشت نیافریده است...

 

 

توصیف آسمان پر ستاره از زبان خودش

 

                          

 

کیمیا 17:

 

خداوند مرا آن قدر بزرگ آفریده که می توانم تمام جهان را ببینم...ستاره ها همیشه از

خورشید می ترسند .به همین دلیل هم هنگامی که خورشید در آسمان است شما آن

ها را نمی بینید...

 

صبا:

کودک در تنهایی خود با آسمان حرف می زند...

_ تو سیاه و کبود هستی و وجودی تیره داری .دوست دارم با نردبان به تو برسم و با

قیچی این پارچه ی سیاه را از روی پارچه ی آبی پاره کنم تا دوباره همه جا روشن

شود.آسمان با غمگینی بیشتر به او گفت : این قدرها هم که می گویی زشت  و بد

نیستم . نمی بینی ستاره های کوچک و زیبایم را که به تو چشمک می زنند؟...

 

 

فاطمه:

 

زیبا و با شکوه بزرگ و با عظمت و قشنگ ترین مخلوق خداوند مهربان هستم.ستارگان

گل سر و گوشواره های منند.ماه تاج من و ابرها پیراهن چین دار من هستند...

 

 

عطیه:

 

درشبی از شب ها هیچ ستاره ای در کنارم نبود.شروع یه گریه کردم...شما دوست دارید

که من گریه کنم زیرا نعمت الهی بر شما می بارد..

 

 

فاطمه (م)


...من خیلی از پولک های طلایی لباسم که شما به آن ها  ستاره می گویید خوشم

می آید ولی به نظر خودم سنجاق سینه ام یعنی ماه از تمام پولک های لباسم زیباتر

است.احساس می کنم وقتی آن را به خود می زنم بیشتر می درخشم...

 

 

صدف:


...من از خودم خیلی خوشم می آید دلم می خواست تمام شب را روی سبزه ها زیر

سایه ی خودم بنشینم و خودم را تماشا کنم...البته چنین چیزی ممکن نیست ولی

خوب آرزو بر جوانان عیب نیست!...

 

 

الهه:

 

...همین که خورشید کوله بار پر زرق و برق خود را می بندد و پشت کوهی می رود

کودکان من به سراغم می آیند...آنان باعث امیدواری من هستند و هر کدامشان

می توانند خوشید آینده باشند!

 

 

صدف:

 

...من همچون بانویی هستم که دامنی سیاه پر از نگین های درخشان بر تن دارد و

درشب زیبایی لباس خود را نمایان می کند...

 

 

 



موضوعات مرتبط: زشت و زیبا , زیبا نوشته ها ی دانش آموزان , آسمان پرستاره , توصیف

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٢ | ۳:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

چه زشت و چه زیبا همه نقش قلم اوست //نی نی نکند زشت نگارنده ی زیبا

 

گلناز:


...دنیا کتابی است که ما فقط قسمت کمی از آن را خوانده ایم و در باره ی آن می دانیم

. در پاییز برگها به فرمان خداوند از دامن شاخه  دست رها می کنند و رقصان در باد به

زمین می ریزند و از پوشش سبز خود عریان می شوند. ممکن است ما درخت را با برگ

و شکوفه بیشتر دوست داشته باشیم  اما از این خیر نداریم که اگر در پاییز برگ درختان

نمی ریخت ممکن بود دیگر نتوانیم برگ درخت را در بهار سرسبز و پر برگ ببینیم...باید

این را بدانیم که خداوند برای همه ی آفریده های خود دلیل و حکمتی داشته است... .

 

مائده:

...آن نگارنده ی زیبا که بی تقلید از کسی انسان را آفرید تا جانشین او در  زمین باشد و

مدح و ثنایش گوید...مهم این نیست که روی شما زشت باشد یا زیبا .مهم این است که

درونتان زیبا باشد و زشتی را به خود راه ندهد. پر از دوستی و محبت لبریز از عشق به

خدا...

 

کیمیا:

...اگر نیک بنگریم ممکن است زیبایی هایی در باطن کسی که صورت زیبایی ندارد

بیابیم ولی در شخصی که صورت زیبایی دارد نتوانیم این موارد  را پیدا کنیم.پس نباید

بیهوده قضاوت کنیم و کفر بگوییم یا به خدا شکایت کنیم که چرا این موجود را بد

آفریدی...پروردگاری که زیباست و خود زیبایی را دوست دارد زشتی خلق نمی کند . در

آفرینش هر چیز حکمت و مصلحتی است که گاهی عقل بشر به آن قد نمی دهد...

 

زهرا :

...آیا او که زیباست و زیبایی را دوست دارد زشتی هم می آفریند؟...مثلا دعوا خشونت

دشمنی  کینه توزی قهر ...با کمی تامل درمی یابیم همه ی آن چه را تصور می کنیم

زشت است ما انسان ها آفریدیم.چرا انسان ها سعی نمی کنند از جهان اطراف خود

زیبایی بیاموزند؟ بیاییم خود این تغییر و تحول را آغاز کنیم و...

 

 

 

توصیف آسمان پر ستاره از زبان خودش:

 

 

فهیمه:

 

ماه سکوت شب نشینی را شکست :"یک روز یک شهاب سنگه..."

لطیفه اش نیمه تمام ماند. ماه غش غش خندید و صورت پر چاله چوله اش خم و راست

می شد. پشت بندش ستاره ها خندیدند...

ستاره کوچولویی بالا و پایین پرید و گفت:"بقیه اش .بقیه اش..." ماه فقط سکوت کرد...

همه روی دامن من نشسته بودند.خوشبختانه دامنم از جنس ننو ابریشم اصل آسمانی بود...

 

مائده:

گاهی احساس می کنم برخی از سیاهی لباس من می ترسند برای همین خیلی

ناراحت می شوم و برای شب بعد چند پولک خیره کننده به لبلس تیره ام می دوزم.اما

گاهی برخی از پولک هایم را گم می کنم و تا نزدیکی خانه ی شما پاور چین پاورچین

می آیم وآن را برمیدارم ولیشما هیچ گاه متوجه نمی شوید که من کی آمدم و کی

رفتم...

 

 

فرنوش :

...اگر مرا ببینی انگار یک ظرف پر از الماس و مروارید دیده ای ...که برقشان چشمانت را به خود جذب می کنند...درآن سویم نیز انگار کشاورز داس (ماه) خود را در من جا گذاشته است.

 

الناز:

 

من آسمان هستم. آسمانی با هزاران کهکشان سیاره سیاه چاله و البته هزاران

ستاره.ستاره ها روشنایی من هستند و بخش اعظمی از من را تشکیل می

دهند...ستاره ها مانند انسانها زندگی می کنند و می میرند...بعضی ازآنها پساز مرگ

خود به سیاه چاله ای تبدیل می شوند...هر گاه سیاه چاله ای را دیدید بدانید که روح

ستاره ای است...

 

هانیه:

 

تا به حال کسی از وسعتم سخن نگفته است.من آن قدر بزرگم که همه ی جهان را حتی

سیار ه ی شما را درآغوش گرفته ام...وقتی صحبت از وسعت شد نام من را نبرید.کس

دیگری هست که من و دریا و همه چیز را آفریده است ... .

 

زهرا :

 

...ماه وجودم را می بینی ؟

_ بله .می بینم.

_ این همان قلب من است که در شب ها پرده از روی آن می کشم تا کسی همدم

دردهای من باشد و به هزاران ستاره فرمان محافظت از آن را می دهم. پس بنگر به

عظمت خدا ...

 

مهرو:

 

... اما چیزی  که موجب تعجب عده ای دیگر می شود...این است که من این همه ستاره

ی سنگین و سوزان و بزرگ را دردامن خود نگه داشته ام و نمی سوزم...

با این همه امروزه دیدن من دشوارشده است...آن چه بیشتر  مرا ناراحت می کند این

است که کودکان امروزه از دیدن یک هواپیما بیشتر ذوق می کنند تا یافتن یک صورت

فلکی!...

 

 

مطهره:

چه زیباست وقتی شهاب سنگی با سرعت در من از سویی به سویی دیگر می رود و

من نگاهش می کنم یا هنگامی که سیارات به گرد ستارگان فروان درون من می رقصند.

به یاد می آورم شبی را که پیامبر خدا (صلوات الله علیه و آله) به سوی من عروج کردند

.چه لحظات شیرینی بود!

 

 

 

 



موضوعات مرتبط: زیبا نوشته ها ی دانش آموزان , آسمان پرستاره , توصیف , زشت و زیبا

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٢ | ٢:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()