کنون رزم ویروس و رستم شنو

دگرها شنیدستی این هم شنو

که اسفندیارش یکی دیسک داد

بگفتا به رستم که ای نیکزاد

در این دیسک باشد یکی فایل ناب

که بگرفتم از سایت افراسیاب

برو حال می کن بدین دیسک هان

که هم نون و هم آب باشد درآن

تهمتن روان شد سوی خانه اش

شتابان به دیدار رایانه اش

چو آمد بنزد مینی تاورش

بزد ضربه بر دکمه ی پاورش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت

مرآن دیسک را در درایوش گذاشت

درآن دیسک دیدش یکی فایل بود

بزد اینتر آنجا و اجرا نمود...

به ناگه چنان سیستمش هنگ کرد

که رستم درآن ماند مبهوت ومنگ...

تهمتن کلافه شد و داد زد

زبخت بد خویش فریاد زد

چو تهمینه فریاد رستم شنود

بیامد که لیسانس رایانه بود...

به ناگه یکی رمز ویروس یافت

پی حذف امضای ایشان شتافت...

به خاک اندر افکند ویروس را

تهمتن به رایانه زد بوس را...

قسم خورد رستم به پروردگار

نگیرد دگر دیسک از اسفتدیار!

 

خیال باطلگوینده ی این شعر را پیدا نکردم. من ازاین شعر زیاد خوشم نیومد.به نظرم بی مزه بود و خنک! شخصیت حماسی و جوانمردی چون رستم در شاهنامه این جوری به طنز گرفته بشه.بعد هم محتوای شعر بسیار ضعیف است.

طنز هم طنز های قدیم.خدا رحمت کنه نسیم شمال را!

 

 

 

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/٩/۱٢ | ٥:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()