بررسی غزل اقبال

 

علامه محمد اقبال لاهوری شاعری مسلمان و آرمانی اهل پاکستان

کاملا آشنا به زبان فارسی به دلیل علاقه  و تحقیق  زیاد

نام پدر :نور محمد

نام مادر :امام بی

نام برادران و خواهران:عطا محمد.طالع بی. فاطمه بی. و خود که چهارمین فرزند خانواده بود.

نام همسر:کریم بی(دختر ثروتمند کشمیری که 3 سال از وی بزرگتر بود.اقبال در 16 سالگی ازدواج کرد)

نیاکان وی از برهمنان کشمیر بودند که در قرن 17 مسلمان شدند.

او به قرآن بسیار علاقه مند بودو از میان شاعران ایرانی به مولوی عشق می ورزید.

بعضی آثار: 1.اسرار خودی و رموز بیخودی (قالب مثنوی و به روش مولوی) در سال دوم بخشی از آن را با عنوان :"شه مردان "مطالعه کرده ایم

2. زبور عجم

3.دیوان اشعار

4.ارمغان حجاز

5.مسافر

6.جاوید نامه

ارادت خاصی به مولا علی علیه السلام دارد.

توجه به قرآن دین و معارف و وخودشناسی و خودباوری و عدم وابستگی به بیگانگان از ویژگی هایی درونی و موضوعات مهم شعر اقبال است

 

قالب شعر غزلی است از کتاب زبور عجم

 

 

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما

ای جوانان عجم جان من و جان شما

غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام

تا به دست آورده ام افکار پنهان شما

مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت

ریختم طرح حرم در کافرستان شما

تا سنانش تیز تر گردد فرو پیچیدمش

شعله ای آشفته بود اندر بیابان شما

فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق

پارهٔ لعلی که دارم از بدخشان شما

می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند

دیده ام از روزن دیوار زندان شما

حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل

آتشی در سینه دارم از نیاکان شما

 

 

 

خیابان منظور گلزار و دشت است جایی که درخت و باغ و گل باشد مثلا در بیتی دیگر می گوید:

 

بیابان و کهسار و راغ آفریدی      خیابان و گلزار و باغ آفریدم

 

یا:

 

بر کشت و خیابان پیچ  بر کوه و بیابان پیچ    برقی که به خود پیچد میرد به سحاب اندر

 

 

 

دیگر:

 

لاله ی صحرایم از طرف خیابانم برید    در هوای دشت و کهسار و بیابانم برید.

 

 

 

عجم: 1 - غیرعرب . 2 - ایرانی

 

در لغت به معنای گنگ است و چون  زبان غیر عربی برای اعراب، گنگ و غیر قابل فهم بود عجم گفتند.

 

بیت اول:

چراغ لاله اضافه ی تشبیهی است به دلیل شکل ظاهری چراغ هایی که حباب و شمعدان آن به صورت لاله بود.

تشبیه چراغ به لاله از تشبیهات رایج اقبال در دیوان شعرش است.

البته اگر بگوییم لاله اسم چراغ هایی است که عموما در باغ و خیابان های پر درخت پاکستان بدین نام خوانده شده آن وقت دیگر اضافه ی تشبیهی نیست .

واج آرایی :ج.چ.م.ن.

تکرار :جان

تشبیه خود به چراغ لاله با وجه شباهت سوختن و نور افشانی و هدایت

 

مانند چراغ لاله ای  که در گلزار و باغ نور افشانی می کند تا راه را برای دیگران روشن کند من نیز در بین شما و برای هدایت و آگاهی شما جان خود را فدا میکنم و نگرانم پس ای جوانان غیر عرب(به ویژه ایرانیان) به من گوش کنید و مرا مانند خود بدانید (گویی جان من جان شماست.) و به سخنانم توجه کنید.

 

این غزل زمانی سروده شده که جوانان ایرانی در پی تقلید کورکورانه از مد و ناهنجاری های غرب و اروپاییان بودند و نسبت به فرهنگ و تمدن غنی خود بی تفاوت شده بودند.اقبال با مسافرت های طولانی وآگاهانه به کشورهای اروپایی  و تحقیق در این باره به پوچی و از خود بیگانگی غربزدگان برخی از جوانان کشور خود و  جوانان ایرانی پی برده بود و واقعا از این موضوع تأسف می خورد .لذا در این اشعار و دیگر اشعار زیبا و پر محتوایش می خواست ملل شرق را بیدار کند. 

 

بیت آخر:

حلقه زدن: کنایه از دور هم جمع شدن

پیکران آب و گل : تلمیح به آیه ی قرآن و آفریده شدن انسان از آب و گل

ای پیکران آب و گل : مجاز از :انسان

آب و گل و آتش مراعات نظیر

آتش از نیاکان شما دارم تلمیحی است به تقدیسآتش نزد ایرانیان باستان

 

ای انسانهایی که از آب و گل آفریده شده اید(حقیقت وجودی خود را فراموش نکنید و غافل نشوید ) دور من جمع شوید سخنان روشنگر و مهمی از اجداد شما در دل دارم .

به عبارتی دیگر گویی اقبال درد راز های نگفته از تمدن و فرهنگ کشور را که بزرگان و نیاکان ما حفظ کرده بودند همچون آتشی در درون خود داشت و آرزو داشت تا با جلب توجه جوانان به دین و فرهنگشان انان را به خود شناسی و گذشته ی پربار خود باز گرداند.

اقبال شاعری ملی و اسلامی و جهانی بود. وی با انتقاد از آداب و عادات غلط غرب که مورد توجه برخی مسلمانان  به ویژه جوانان قرار گرفته بود رنج می برد و سعی می کرد انان را به سوی دین و آیین اسلام و حرکت به سوی داش و هنر و فضایل تشویق کند.

معتقد بود ملتی که تقدیرش را به دست خود رقم بزند به عزت و سروری می رسد و اگر برای بیگانگان خم شود مورد قهر خدا قرار می گیرد:

خدا آن ملتی را سروری داد        

که تقدیرش به دست خویش بنوشت

بدان ملت سر و کاری ندارد

که دهقانش برای دیگران کشت   (رباعیات)

 

 

و در بیتی می گوید:

وای ان دریا که موجش کم تپید

گوهر خود را ز غواصان خرید.

 

اگر ملل اسلامی بصیرت و بینش داشته باشد متوجه می شوند که همه چیز دارند و میتوانند بدون نیاز به بیگانگان کشور خود را اداره کنند وگرنه آنان با استعمار و استثمار منابع مادی  و معنویشان ملل ناگاه را به فقر فرهنگی و اقتصادی دچار خواهند کرد به طوری که برای دست یابی به منابع خود مجبورند در برابر دشمنان سکوت و تعظیم کنند.

 



موضوعات مرتبط: ادبیات جهان , اقبال لاهوری , چون چراغ لاله سوزم

تاريخ : ۱۳٩٥/٢/۳ | ٢:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()