تفاوت مجاز و کنایه

 

پرسش:

سلام...

1.در بیت هشتم درس اول، مصراع اول، آیا منظور شاعر انگوری به رنگ طلایی بوده یا منظور دیگری داشته؟ (اصلاً مگر انگور طلایی داریم؟)

2. آیا "قلم خوبی داشتن" کنایه است یا مجاز؟... چرا اگر مجاز باشد نمیتواند کنایه باشد؟ آیا مجاز نمیتواند به عنوان زیرمجموعه ی کنایه در نظر گرفته شود؟ یا برعکس؟ آیا کنایه ها مجاز نیستند؟ می شود لطفاً انواع مجاز را توضیح بدهید؟

 

پاسخ:

درود برشما  

1. بله منظور خوشه ی زرد و طلایی انگور است .می دانیم که انگور به رنگهای گوناگون است و رنگ زرد آن هم کما بیش مختلف است. این (زرین)صفت نسبی است همان طور که برای خوشه های گندم هم به کار می برند : رنگ زرین گندمزارها یا خوشه های طلایی گندم

 

2.بحث در این باره مفصل است و بین علمای بیان و ادب تا حدودی اختلاف در جزئیات است .بعضی مجاز را قسم جدای از کنایه و بعضی کنایه را اعم از مجاز و برخی دیگر سخن دیگری داشته اند. دراین جا خلاصه ی بحث را می آوریم:

 

در علم بیان گاهی کلام در معنای اصلی به کار می رود که آن را حقیقت می گویند و گاهی در معنای غیر حقیقی که مجاز نام دارد.مجاز یعنی گذر از معنای اصلی به سوی معنای غیر حقیقی.

مثل وقتی می گوییم:

ایران در مسابقات تیر اندازی اول شد.

مجازا منظور از ایران تیم هایی است که از کشور ایران در این مسابقات شرکت داشته اند، نه آن که منظور کل سرزمین ایران  در آسیای جنوب غربی با کویرها و دشتهاباشد ویا خلاصه ان کشوری که در موقعیت جغرافیایی خاصی قرار گرفته است.

 

در اینجا ایران مجاز است.

 

ایران  در برابر مستکبران می ایستد. باز مجازا مردم ایران است نه خود آب و گل و جغرافیا...

همه ی این مجاز ها را می توان از قرینه هایی دانست که در سخن آمده و ذهن ما را به معنای دیگر منصرف می کند ؛مثلا مسابقات تیر اندازی  و یا ایستادگی در برابر مستکبران قرینه های جملات ما بود.

 

پس تا این جا متوجه شدیم که برای مجاز گویی نیاز به  قرینه است که به ان قرینه های صارفه گویند.

 

مثال دیگر :

آفرین جان آفرین پاک را//آن  که جان بخشید و ایمان خاک را

 

خاک مجاز است از انسان و قرینه های ان ایمان وجان دادن است

 

اما  کنایه پوشیده گویی است .در کنایه قرینه ی صارفه وجود ندارد که اگرباشد دیگر مجاز است نه کنایه.

در کنایه ما می توانیم معنای ظاهری  را هم در نظر بگیریم هر چند باید با توجه به کلام مفهوم یا معنیِ معنی را متوجه شویم .

بنابراین از این دیدگاه مجاز و کنایه از هم جدایند.

مثال برای کنایه:

چشم داشتن: امید داشتن

گردن دراز:احمق نادان

دراز دست:متجاوز

پخته خوار:تنبل

سپر انداختن:تسلیم شدن

 

درباره ی تفاوت مجاز و کنایه گفتارهای ذیل را در کتب ادبی می خوانیم که لازم نیست شما خودتان را زیاد درگیر ماجرا کنید! ولی بد نیست بدانید:

الف. یک بخش علم معانی حقیقت ،بخش دوم مجاز و بخش سوم کنایه است

ب. چون در کنایه معنای حقیقی را هم می توان در نظر گرفت و قرینه ی صارفه ندارد ،نمی توان جزو مجاز دانست.

ج. به نظر گروهی دیگر کنایه جزو مجاز است چون معنای غیر حقیقی در نظر است نه معنای ظاهری.

د. دیگری فرموده یک حقیقت داریم یک کنایه.

هـ. کنایه از یک جهت مجاز و از جهتی دیگر حقیقت است چون مفهوم اصلی هم به ذهن می آید....

 

 

  با این همه تفاصیل جمله ی زیر را بررسی می کنیم: 

او قلم خوبی دارد.

به نظر می رسد کنایه باشد چون قرینه ی صارفه ای که ذهن را فقط به معنای مجازی منتقل کند، دیده نمی شود .در این کنایه دو معنا فهمیده می شود:

 معنای ظاهری از خوبی قلم کسی تعریف می کند و در معنای کنایی از مهارت کسی در امر نوشتن.

(البته اگرقبل از جمله ی شما جملاتی نبوده باشد که بتوان قلم را مجاز دانست)

همین جمله را اگر به صورتهای زیر بنویسیم می توانیم (قلم) را مجاز بگیریم:

سعدی قلم خوبی داشت.

او درنویسندگی قلم خوبی دارد.

قلم خوب او باعث شد درمسابقات اول شود.

امروزباید قلم در دستان کسانی باشد که می خواهند به فرهنگ کشورشان خدمت کنند.

 

 

البته قلم در جایی دیگر می تواند استعاره باشد مثلا در بیت زیر استعاره از انگشتان دست است:

با قلمش دیده ی ما پاک کرد // عشق ببین سینه ی ما چاک کرد.

بیان حال عاشقی که به خاطر زدودن اشک های دیدگانش با سرانگشتان لطف یار در عشق ورزی پایدار تر می شود. یا به خاطر لطف یار و دست نوازش او (عنایت الهی) دیدگانش از گناه پاک می شود و این گونه عاشق ًََ،عاشق تر می شود.

 

اما درباره ی انواع مجاز درصورتی که دراین بخش از پاسخ قانع نشدید یا احساس نیاز کردید در یادداشت های بعدی دوباره تذکر دهید تا جداگانه سخن بگوییم.

 

 

اگر نظر دیگری دارید می توانید بحث را ادامه دهید.

با آرزوی بهروزی 

 

  

 

 



موضوعات مرتبط: تفاوت کنایه و مجاز , کنایه , مجاز

تاريخ : ۱۳٩٤/٧/۱٤ | ٧:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()