کرم ابریشم

 

 درباره ی قالب این شعر می توان دو دیدګاه را مورد بررسی قرار داد:

قالب این حکایت از نظر ساختار و تعداد ابیات غزل است اما محتوای‌ ان اجتماعی و همراه با اندرز است .شاید در مرتبه ی اول قطعه یا شعر نو به نظر آید اما بهتر ان است که بگوییم محتوای قطعه دارد.

هرچند محتوای غزل حدیث عشق وعاشقی و بیان احساسات و عواطف است اما در ادبیات و متون به ویژه  معاصر ومشروطه به بعد محتوای غزل رو به موضوعات دیگری چون عشق به وطن ویا سیاست و مدح و ...می رود.ما غزلیات مدحی وطنی سیاسی اجتماعی اندرزی و...هم داریم.

حتی باید گفت که تمام غزلیات حافظ هم عاشقانه نیست بلکه غزل مدحی و سیاسی هم از این شاعر بزرگ در بین اشعارش دریافت می شود.

 

2. ګروهی  دیګر بر ان نظرندکه این شعر از نوع قطعه ی مصرع است ۰

گاهی در قطعه مصراع اوّل بیت اوّل نیز قافیه می گیرد که به این نوع قطعه ، قطعه  

مصرّع می گویند .

مثال قطعه ی مصرّع :

             دلا یاران سه قسم اند گر بدانی       زبانی اند و نانی اند و جانی

              به نانی نان بـــده از در برانش        نوازش کـــــــن تو یاران زبانی

                و لیکن یار جانی را نگه دار       به پایش جان بده تا می توانی                                                                                                                

( ابن یمین )

چون محتوای شعر حالت مناظره دارد و حکایت و داستانی مطرح شده است از این منظر به قطعه نزدیکتر است تا غزل 

این نکته هم قابل تامل است و باید بیشتر در این باره تحقیق کرد (؟)

این شعر حالت مناظره دارد و هم چنین آرایه تشخیص در بیشتر ابیات وجود دارد۰

 

دراین جا:

کرم ابریشم نماد انسانهایی که در تلاشند تا به مراتب بالای کمال و رشد معنوی برسند و هر لحظه در حال تغییر و تحول معنوی و درونی خویشند لذا به خود توجه دارند و در خلوت تنهایی خود سیر می کنندږاین نوع خلوت ګزیدن مثبت است و نوعی شادی درون به همراه دارد که از منظر ظاهر بینانی چون مرغ خانګی به شکل زندان و ګوشه ګیری و بی تحرکی جلوه می کنند بی خبر از ان که :

   خلوت ګزیده را به تماشا چه حاجت است 

چون روی دوست هست به صحرا چه حاجت است

 اینان به زبان دل می ګویند:

یارب چه خوش است بی دهن خندیدن 

بی منت ‍‍‍پا ګرد جهان ګردیدن

مرغ خانګی نماد انسانهایی که با وجود داشتن امکانات،حاضر به تلاش برای بهتر شدن و یا دست یابی به معرفت و شناخت خود و استعدادهای خود نیستند۰


در پیله تا به کِی بر خویشتن تنی ؟
« پرسید کرم را مرغ از فروتنی »


تا چند منزوی در کنج خلوتی ؟
در بسته تا به کِی در محبس تنی ؟ 


در فکر رستنمَ . پاسخ داد کرم
خلوت نشسته ام زین روی منحنی


فرسود جان من از بس به یک مدار
بر جای مانده ام چون فطرت دنی


همسال های من پروانگان شدند
جسَتند از این قفس گشتند دیدنی


یا سوخت جانشان دهقان به دیگران
جز من که زنده ام در  جان کندنی


در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ
یا پَر برآورم بهرِ پریدنی


اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی !
کوشش نمی کنی ؟ پرَی نمی زنی ؟


پا بنده ی چه ئی ؟ وابسته که ئی ؟
نا کی اسیری و در حبسِ دشمنی ؟

 


 


 

 




موضوعات مرتبط: قالب شعرنیما (درپیله تا به کی بر خویشتن تنی , کرم ابریشم شعری از نیما یوشیج , در ‍پیله تا به کی بر خویشتن تنی؟ , بررسی قالب شعر ‍پرواز

تاريخ : ۱۳٩٤/٧/۱٢ | ٢:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()