آرایه های ادبی قصیده ی سعدی درس یک پایه نهم

 

 

متن کامل قصیده

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار

که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق

نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار

آفرینش همه تنبیه خداوند دلست

دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود

هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند

نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار

خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند

آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار

هر که امروز نبیند اثر قدرت او

غالب آنست که فرداش نبیند دیدار

تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش

حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

که تواند که دهد میوهٔ الوان از چوب؟

یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار

وقت آنست که داماد گل از حجلهٔ غیب

به در آید که درختان همه کردند نثار

آدمی‌زاده اگر در طرب آید نه عجب

سرو در باغ به رقص آمده و بید و چنار

باش تا غنچهٔ سیراب دهن باز کند

بامدادان چو سر نافهٔ آهوی تتار

مژدگانی که گل از غنچه برون می‌آید

صد هزار اقچه بریزند درختان بهار

باد گیسوی درختان چمن شانه کند

بوی نسرین و قرنفل بدمد در اقطار

ژاله بر لاله فرود آمده نزدیک سحر

راست چون عارض گلبوی عرق کردهٔ یار

باد بوی سمن آورد و گل و نرگس و بید

در دکان به چه رونق بگشاید عطار؟

خیری و خطمی و نیلوفر و بستان افروز

نقشهایی که درو خیره بماند ابصار

ارغوان ریخته بر دکه خضراء چمن

همچنانست که بر تختهٔ دیبا دینار

این هنوز اول آزار جهان‌افروزست

باش تا خیمه زند دولت نیسان و ایار

شاخها دختر دوشیزهٔ باغ‌اند هنوز

باش تا حامله گردند به الوان ثمار

عقل حیران شود از خوشهٔ زرین عنب

فهم عاجز شود از حقهٔ یاقوت انار

بندهای رطب از نخل فرو آویزند

نخلبندان قضا و قدر شیرین کار

تا نه تاریک بود سایهٔ انبوه درخت

زیر هر برگ چراغی بنهند از گلنار

سیب را هر طرفی داده طبیعت رنگی

هم بر آن گونه که گلگونه کند روی نگار

شکل امرود تو گویی که ز شیرینی و لطف

کوزه‌ای چند نباتست معلق بر بار

هیچ در به نتوان گفت چو گفتی که به است

به از این فضل و کمالش نتوان کرد اظهار

حشو انجیر چو حلواگر استاد که او

حب خشخاش کند در عسل شهد به کار

آب در پای ترنج و به و بادام روان

همچو در زیر درختان بهشتی انهار

گو نظر باز کن و خلقت نارنج ببین

ای که باور نکنی فی‌الشجرالاخضر نار

پاک و بی‌عیب خدایی که به تقدیر عزیز

ماه و خورشید مسخر کند و لیل و نهار

پادشاهی نه به دستور کند یا گنجور

نقشبندی نه به شنگرف کند یا زنگار

چشمه از سنگ برون آید و باران از میغ

انگبین از مگس نحل و در از دریا بار

نیک بسیار بگفتیم درین باب سخن

و اندکی بیش نگفتیم هنوز از بسیار

تا قیامت سخن اندر کرم و رحمت او

همه گویند و یکی گفته نیاید ز هزار

آن که باشد که نبندد کمر طاعت او

جای آنست که کافر بگشاید زنار

نعمتت بار خدایا ز عدد بیرونست

شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار

این همه پرده که بر کردهٔ ما می‌پوشی

گر به تقصیر بگیری نگذاری دیار

ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟

تاب قهر تو نیاریم خدایا زنهار

فعلهایی که ز ما دیدی و نپسندیدی

به خداوندی خود پرده بپوش ای ستار

سعدیا راست روان گوی سعادت بردند

راستی کن که به منزل نرود کجرفتار

حبذا عمر گرانمایه که در لغو برفت

یارب از هر چه خطا رفت هزار استغفار

درد پنهان به تو گویم که خداوند منی

یا نگویم که تو خود مطلعی بر اسرار

 

 

 

 

 

 

  1. بامدادی که تفاوت نکند......  اشاره به اول فروردین وآغاز بهار

لیل ونهار:تضاد

دامن صحرا :اضافه استعاری

مراعات نظیر بین بهار و صحرا (دشت)

2. آفرینش همه تنبیه....

تکرار :دل// ندارد

واج آرایی (د)

جناس تام:خداوند(صاحب) خداوند(الله)

 

 

3.این همه نقش ....

 در و دیوار:تناسب

در و دیوار ووجود:اضافه استعاری

تکرار:دیوار/نقش

واج آرایی:د

تشبیه در مصرع دوم:هرانسان بی اندیشه مانند نقش روی دیوار بی احساس و فکر وتعقل است

 

 

4. کوه و دریا.....

واج آرایی :د

مراعات نظیر :کوه دریا درختان

بیت اشاره به آیه 44سوره اسراء   :   و ان من شیء الا یسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم

هر چیزی خدا را به پاکی یاد می کند ولی شما تسبیح آن ها را نمی فهمید

جان بخشی

 

 

5. واج آرایی (خ)

خواب جهالت :تشبیه

سربردار:کنایه از بیدار شو

جان بخشی :سخن گفتن مرغان سحر با انسان

 

 

 

6. تشبیه انسا ن به گل بنفشه  که سردرپیش دارد و خواب است

تناسب :بنفشه و نرگس

تضاد:خواب و بیدار

سر در پیش داشتن:در این جا کنایه از بی خبری

 

 

7. چوب مجازا منظور  درخت  است . هر چند اگر خود چوب را هم بگوییم شگفتی اش بیشتر است

گل و خار تضاد معنایی

تکرار :که  با جناس تام

 

 

8. تشبیه انار به حقه (جعبه ی کوچک جواهر)ی پر از دانه های یاقوت

عنب و انار:تناسب

موازنه  بین هر دو مصرع

 

 

 

9. پاک و بی عیب خدا :اشاره به سبحان الله

تقدیرعزیز: 38 سوره یس: ذلک تقدیر العزیز العلیم

مصرع دوم: مراعات نظیر :ماه و خورشید

تضاد: لیل و نهار

 

مصرع دوم اشاره به 33 سوره ابر اهیم: و سخر لکم الشمس و القمر دائبین و سخر لکم اللیل و النهار

 

11. یکی و هزار :تناسب

گویند و گفته نیاید: تضاد

یکی از هزاران گفته نمی شود:کنایه از بسیاری آن چیز

اشاره به آیه 109 سوره کهف  مبنی بر آن که اګرهفت دریا مرکب و درختان روی زمین قلم شوند آب دریا تمام می شود قبل از ان که نعمت های الهی تمام شود

 

 

12. مصرع اول: اشاره به سوره نحل: و ان تعدوا نعمه الله لا تحصوها ( و اگر نعمتهای الهی را بشمارید به شماره در نمی آید)

 

 

 

13. گوی چیزی بردن کنایه از سبقت گرفتن در ان کار است

گوی سعادت بردن :کنایه از خوشبخت شدن

گوی سعادت:تشبیه

به منزل نرسیدن:کنایه از :به هدف و مقصود نرسیدن.موفق نشدن

راست رو وکج رفتار:تضاد

مصرع دوم یاد اور ضرب المثل بار کج به منزل نمی رسد

واج آرایی :س

 

 

 

 

 



موضوعات مرتبط: آفرینش همه تنبیه خداوند , ارایه های ادبی شعر بامدادی که تفاړت نکند

تاريخ : ۱۳٩٤/٧/۱٠ | ۱:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()