آشنایی با استاد ادب فارسی دکترمیر جلال الدین کزازی

(متناسب با درس3 پایه ی هشتم ادبیات و نامه ی میر جلال الدین کزازی به فرزندش با عنوان :فرزند ایران)

 

خبرگزای فارس- مهناز سعیدحسینی، مصطفی وثوق کیا:

میرجلال الدین کزازی نامی شناخته شده در ادب فارسی است. او را با شاهنامه پژوهی و علاقه به ادب کهن پارسی می‌شناسند. همچنین او به پارسی سخن گفتن و به گفته خودش پیراسته و پالوده گفتن شهره است. کتاب‌های او که مجموعه‌ای بسیار قابل ملاحظه هستند از شعر و داستان و مقاله بگیرید تا کتاب‌های درسی همه به همین شیوه نوشته شده است و کار واژه‌های فارسی این استاد زبان و ادبیات به جایی رسیده است که اخیرا فرهنگ واژگانی، واژه‌های مورد استفاده او کتابی شده است قطور که انتشارات معین آن را چاپ کرد. 

 

 

 

 

 

جناب کزازی! ابتدا از دوران کودکی و خانواده‌تان می‌گویید؟

من کرمانشاهی هستم. همه کسانی که من را می‌شناسند این را می‌دانند. در دی ماه سال 1327 در کرمانشاه در خانواده‌ای که بنیادگذار فرهنگ و آموزش نو در این شهر شمرده می‌شود، به جهان آمدم. یکی از نام آوران دودمان ما روانشاد سیدحسین کزازی است که او را به گناه اینکه نخستین آموزشگاه دخترانه را در کرمانشاه به وجود آورده بود، شبی به ناگاه در پس کوچه‌ای با تپانچه تیری زدند و کشتند. خواست من از این یادکرد این سخن آن بود که روشن بدارم که چرا خانواده ما را بنیادگذار آموزش نو در شهر کرمانشاه می‌دانند. من در چنین خانواده‌ای زادم و بالیدم و پروردم. پدرم روانشاد سیدمحمود کزازی از بلندپایگان در اداره داریی کرمانشاه بود و این اداره اداره‌ای نه چندان دلپسند است چون باید از مردم باج و مالیات بستانند اما آن چنان پدر با مردم به مهر و ادب و فروتنی رفتار می‌کرد که هنگامی که در گذشت به گونه‌ای شد که کرمانشاه از درد و اندوه و سوگ به شور آمد و بر آشفت.

 

هیچ رشته‌ای را هم تراز زبان و ادبیات فارسی نمی‌دیدم


این رفتارها که در آن زمان‌ها بسیار نو آیین بود و شاید در کمتر خانواده‌ای نمونه‌ای می‌داشت، اندک اندک مرا با جهان‌های گوناگون آشنا کرد. با تاریخ و فرهنگ ایرانی، پیشینه نیاکان، با ادب شورانگیز پارسی و از سوی دیگر با شاهکارهای ادب جهان. بر همین پایه بود که من هنگامی که دبیرستان را به پایان بردم، با اینکه در رشته طبیعی دیپلم گرفته بودم، تنها رشته‌ای که برگزیدم برای آموزش دانشگاهی، رشته زبان و ادب پارسی بود. زیرا به این دانش و رشته دل بسته بودم و هیچ رشته دیگری را هم سنگ و هم پایه  و هم تراز آن نمی‌دانستم.

کوه‌های کرمانشاه یکی از دلایل این شیوه سخن گفتنم است از سوی دیگر یکی از ویژگی‌های این مدرسه آن بود که به بهانه‌های گونه گونه بزم‌ها و همایش‌هایی را سامان می‌داد. پدر از سرپرستان خواسته بود که برنامه‌ای برای من بنهند. من از همان سالیان در این گونه برنامه‌ها همباز بودم. گاهی چامه‌ای را به من می‌دادند و من می‌خواندم. در سالیان سپسین متن‌هایی که خود می‌نوشتم در برابر صدها تن در مدرسه در تالار مدرسه می‌خواندم. خب شاید همین برنامه انگیزه‌ای دیگر شد که من در سالیان سپسین بی هیچ بیم و پروا از شنوندگان که گاه برشمارند، سخن برانم چون از سالیان خردی با این کار آشنا شده بودن و بدان خوی گرفته بودم.

به هر روی در گفت‌وگویی دیگر، دراز دامان که  کتابی را پدید آورده است، کتابی ستبر که زیر چاپ رفته است در 300 صفحه به نام «آوایی از ژرفا» که در پدیدار شناسی زبان فارسی است در پیوند با پرسشی که گفت‌گو گر از من پرسیده است در خاستگاه‌ها و انگیزه‌های این شیوه‌های گفتار و نوشتار که من به کار می‌برم‌، حتی از  جغرافیای کرمانشاه و چشم اندازهای آن یاد کرده‌ام بی گمان اگر من در شهر دیگری، می‌زادم و می‌زیستم، آنچه هم اکنون هستم نمی‌توانستم بود. جغرافیای کوهستانی کرمانشاه،‌ کوه‌هایی بلند که پیرامون آن را همانند باروهایی استوار فرو گرفته‌اند، کوه طاق بستان ، کوه بیستون در اینکه من آن چنان که بسیار کسان بر آنند که زبانی شکوهمند و حماسی را به کار می‌برم، کارساز افتاده است.

 


مردم کرمانشاه از کلمه‌ها واژه‌های فارسی استفاده می‌کنند که در دیگر نقاط کشور آن قدر کابرد ندارد؟

بی گمان چنین است در کرمانشاه گویشی از پارسی روایی دارد که یکی از ویژگی‌های این گویش آن است که واژگان در آن شکسته به کاربرده نمی‌شود مانند بسیاری دیگر از گویش‌ها. شاید یکی از انگیزه‌های این شیوه گفتار در گویش کرمانشاهی، پیوند تنگی است که کرمانشاه با گذشته ایران و پیشینه تاریخی و فرهنگی آن دارد.

بارها گفته‌ام کرمانشاه 3 بهشت ایرانی را می‌سازد. یک بهشت باستان شناسی. شما به هر گوشه از شهر و ده استان کرمانشاه بنگرید یادگاری از روزگار کهن در آن می‌یابید. دو دیگر بهشت زبان شناسی ایرانی است. سرزمین زبان‌ها و گویش‌های گونه گونه است. سه دیگر بهشت دین شناسی و اسطوره شناسی ایرانی است. کیش‌ها و آیین‌های گوناگون در استان کرمانشاه هنوز روایی دارد.

از همین رو است که کرمانشاهان را هندوستان ایران نامیده‌اند به پاس آن رنگارنگی و گونه گونی تاریخی و فرهنگی. به هر روی انگیزه‌ها،‌ کارکردها،‌ خواستگاه‌های بسیار در کار است تا  ما آنچه هستیم بشیم. از سویی هم آنچنان پرشمارند و هم آنچنان که ژرف و پیچیده و ناشناخته که ما هرگز نمی‌توانیم روشن و رسا از آنها سخن بگوییم. به گفته دیگر مرزهای کارکردشان را نشان بدهیم. اما آنچه از دید من درست است بی‌چند و چون آن است که آنها در پیدایی منش‌ها و کنش‌ها چگونگی‌ما کارکردی بنیادین دارند از آب و هوا جغرافیای طبیعی تا قلمروهای نهان‌تر و نهادینه‌تر.

 

 برویم به سراغ زمانی که شما دانشگاه قبول شدید و آگاهانه رشته زبان و ادبیات فارسی را انتخاب کردید،

آن موقع مثل الان نبود که کسی اگر بخواهد زبان و ادبیات فارسی بخواند خانواده مخالف باشند چون به عنوان شغل آینده نمی‌توان چندان روی آن حساب کرد؟ بی گمان اگر هم بود، چنین دیدگاهی نادرست و ناساز مانند امروز گسترش و روایی نداشت اما روانشاد پدر یا مادر من که زندگانی‌اش دراز باد بانویی فرهیخته روشن رای ما را در گزینش رشته‌های دانشگاهی آزاد نهاده بودند.

هنگامی که گفتم می‌خواهم رشته زبان و ادب فارسی را برگزینم نه تنها هیچکدام ناساز نبودند، بلکه زمینه را فراهم کردند مرا برانگیختند که این رشته را در دانشگاه برگزینم.

برادران و خواهر نیز از همین آزادی برخوردار بودند. همه آنها رشته‌هایی که علوم انسانی نامیده می‌شوند، برگزیدند،

یک برادر من که در آلمان می‌زید و در شمار استادان زبان شناسی هند و اروپایی است، رشته باستان شناسی را برگزید سپس هنگامی که به آلمان رفت رشته زبان شناسی را پی گرفت.

برادر دیگرم در زبان فرانسوی دانش آموخت. خواهرم به یزدان شناسی یعنی الهیات روی آورد. هرگز پدر نگفت این رشته را فرو گذارید و آن رشته را برگزینید. این است آنچنان گفت ما در خانواده‌ای زیسته‌ایم که در آن زمینه برای شکوفایی برای به نمود و کردار درآوردن مایه‌های نهفته و نهادین آماده شده بود.

 

 

 

شما این شیوه سخن گفتن را که به گفته خودتان پارسی پالوده و پیراسته است از کی آغاز کردید؟


کما بیش از دو دهه پیش من بر آن سر افتادم که این شیوه را در گفتار و نوشتار به کار بگیرم چون باورم این بود که به زبان پارسی باید یاری رساند و کوشید نغزی‌ها و زیبای‌ها و دلاویزی‌های این زبان را به کار گرفت به دیگران شناسانید تا مگر آنها هم که در گفتار و نوشتار خود بیش به پروا باشند زبان را از گزندها و آسیب‌های گوناگون که در کمین آن نشسته است پاس بدارند. من در آن کتاب یادی از آن رفت، به فراخی به پرسش‌های از این دست پاسخ داده‌ام. اینکه چرا این زبان را باید به کار گرفت؟ چه نیازی هست؟ آیا وام واژه‌ها به زبان زیان می‌رسانند یا به وارونگی آن چنان که کسانی می‌اندیشند مایه توانمندی آن می‌شوند،‌ به ویژه آنکه چرا در زبان پارسی، وام واژه‌ها، واژه‌های بیگانه می‌توانند بسیار زیان رسان باشند، این زبان را.

 

با مردم عادی کوچه و بازار هم چنین سخن می‌گویید؟

پیداست که چنین نیست. شما هر گرایشی در زبان داشته باشید چه پارسی گرای باشید چه تازی گرای چه فرنگی گرای همواره یکسان سخن نمی‌گویید.. آن شیوه‌ای که در دانشگاه یا در سخنرانی به کار می‌برید در کوچه و بازار فرو می‌گذارید و به شیوه دیگری از زبان بهره می‌برید. اما اگر کسی پژوهشی انجام دهد گفتارهای مرا در جاهای گوناگون در سخن با شنوندگان گوناگون بر رسد و بکاود من بر آنم که سرانجام به این نکته و دستاورد خواهد رسید که درصد واژگان پارسی در همه گفتارهای گونه گون بیش از آن دیگران است. اما پیداست که شما کجا، چرا و با چه کسی سخن می‌گویید، شیوه دیگری به کار می‌برید.

 

استاد همسر و فرزندانتان هم اهل ادب هستند؟


بله ایشان هم  آن چنان با ادب پارسی آشنا است که می‌توانم گفت که رایزن ادبی من است. هر زمان در گزینش جمله‌ای در می‌مانم یا نامی برای کتابی بر می‌خواهم گزید با او رای می‌زنم. کمابیش همواره دیدگاه او دیگاهی سخته و استوار و پذیرفتنی است.

 

چند فرزند دارید؟

من چهار فرزند دارم. دو پسر دو دختر. دختران آن چنان که تاجیک‌ها می‌گویند دوگانه‌اند،‌ توامان هستند، دوقلو هستند یا اگر واژه کردی به کار ببرم لوفانه‌اند. لوف در کردی یعنی جفت. اگر واژه باستانی به کار ببرم، گمک‌اند. پسر بزرگ من پزشک است. هم اکنون در کشور دیگر گرم گرفتن ویژه‌دانی و تخصص خود. پسر دیگرم اندازه‌گر است مهندس برق و الکترونیک است در شمار نخبگان چندین نشان زرین و سیمین در ایران و کشورهای دیگر به پاس آنچه پدید آورده است،‌ ستاده است. دختران هر دو در آستانه ستاندن دکتری خود هستند یکی در رشته زبان و ادب انگلیسی در دانشگاه فرایتون و دیگری در رشته زیست دندان باستان شناسی در دانشگاه ادینبورگ.

فارس: پس شما هم به شیوه پدرتان فرزندان را در انتخاب رشته تحصیلی آزاد گذاشته‌اید؟

بله من همه را آزاد گذاشتم هر شیوه‌ای که می‌خواهند برگزینند.

 

 

 

 

 

برخی آثار استاد

 

 

 


برخی از آثار دکتر میر جلال الدین کزازی:

  • آب و آینه (مجموعه مقاله)
  • از گونه ای دیگر (شاهنامه شناسی)
  • بیکران سبز (دفتر شعر)
  • پارسا و ترسا (عطارشناسی)
  • پرنیان پندار (مجموعه مقاله)
  • پند و پیوند (حافظ شناسی)
  • تَرجُمانی و تَرزَبانی (هنر ترجمه)
  • تندبادی از کنج (شاهنامه شناسی)
  • دُرّ دریای دَری (شاهنامه شناسی)
  • دیدار با اژدها (گزارش سفر)
  • دیر مغان (حافظ شناسی)
  • رخسار صبح (خاقانی شناسی)
  • روزهای کاتالونیا (گزارش سفر)
  • رویا، حماسه، اسطوره (شاهنامه شناسی)
  • زیباشناسی سخن پارسی در سه جلد
  • سراچه آوا و رنگ (خاقانی شناسی)
  • سوزن عیسی (خاقانی شناسی)
  • گذری و نظری بر آثار و احوال (زیست نامه)
  • گزارش دشواریهای دیوان خاقانی (خاقانی شناسی)
  • مازهای راز (شاهنامه شناسی)
  • نامه باستان  (هفت جلد)


موضوعات مرتبط: میر جلال الدین کزازی و گفتگوی خبری درس 3 پایه ی 8

تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٩ | ٤:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()