یه پرسشی... معادل واژه ی دیکشنری چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لغت نامه و فرهنگ نامه که هر دو تاش توش لغت داره...لفت هم که عربیه...پس چی بگیم به جاش؟؟؟؟یعنی یه واژه ی کاملا (خود "کاملا" پارسی نیست!!!) پارسی معادل این واژه نیست؟؟؟؟؟؟ خود معادل هم عربیه... اصن چرا این جوریه... چرا انقدر زبون ما قاطی پاتیه؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پاسخ:

با سلام  و آرزوی بهروزی و سپاس از پرسش شما!

 

1.شاید "واژه نامه" باشه.و اگر کلی تر کنیم : فرهنگ نامه"

2.به جای لغت: زبان    به جای معادل: برابر   به جای کاملا: همه

3. در "لغت نامه" بله ولی منظورتان از وجود "لغت"در "فرهنگ نامه " چیه؟ "فرهنگ" "نامه"!

4. پس از جملات پرسشی و ...به کار گیری نشانه های سجاوندی مثل(! ؟ )یک بار کافیه. نه (؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

 


 فارسی و عربی مثل شیر و شکر به هم آمیخته است و جدایی ناپذیر .اگه بخواهیم آن را کاملا از عربی جدا کنیم  آن غنا و زیبایی خود را از دست می دهد و نامفهوم می شود.همانطور که خیلی ها دنبال چنین کاری بودند و راه به جایی نبردند. حساسیت بی جایی است که در پی جداسازی  و سره سازی باشیم .حتی خود پاسداران و ادیبان این زبان  چنین کاری را نمی پسندند.
.باید مراقب باشیم واژه های خود ساخته وارد نشود یا زبان و واژگان بیگانه جای آن را نگیرد. زبان فارسی دریایی است که تا حدی ظرفیت ورود این واژه ها را دارد ولی اگر از حد گذشت دیگر...
از طرفی زبان ها برای غنی سازی یکدیگر می توانند به هم قرض دهند که آن هم مضر نیست. 
گفته بودیم که الفبای زبان ما عربی است آن هم به دلیل دشواری الفبای ایرانی که 48 حرف بود ایرانیان به رغبت چنین کردند بدون هیچ گونه تعصبی . ایرانیان از گذشته تا کنون  در پی پیشرفت بودند اگر به درستی چیزی آگاه می شدند آن را بدون تعصب و حساسیت بیجا، به کار می بستند همان طور که وقتی اسلام آمد با تحقیق در ان و آگاهی از گفتارهای نیک سخن خدا  به میل و رغبت آن را پذیرفتند و حتی ذوق و اندیشه و استعداد خود را هم در خدمت به آن به کار گرفتند به طوری که در تاریخ ثبت است.

قبل از ورود اسلام به ایران  هم ایرانیان با دشواری این خط و زبان روبه رو بودند و عده ی کمی با سواد بودند خط  ما میخی بود  و طبقات خاصی (خصوصا دوره ی ساسانیان)

بهره می بردند. تا زمان داریوش خط میخی بود داریوش سال اول سلطنت خود خط آرامی را جانشین خط میخی می کند این خط الفبای فنیقی بود که آرامی ها  آوردند (آرامی ها شاخه ای از عرب) الفبای آن 22 حرف و آسان تر از میخی بود و بعد ها باز هم تغییرات  تا دوره ی اسلامی که گفتیم چه شد.

جالب است بدانید در دوره ی اسلامی همین ایرانیان غیر از فارسی، زبان عربی را هم با علاقه فرا گرفتند تا تعالیم الهی را بهتر درک کنند و جالب تر آن که کتب مهم دستور زبان عربی و صرف و نحو و تفسیر و ...از ایرانیان به ثبت رسیده به طوری که دانشمندان و علمای عرب در برابر آن زانو می زدند و تفکر می کردند و جلسات مباحثه می گذاشتند .همین دانشمندان فارسی کتبی به زبان عربی نوشته اند که جزو منابع آنان است.

هم انان با تلاش های خود، اعراب و اقوام دیگر را به دین اسلام  فراخواندند .

 

پس چیزی در هم برهم نیست  و کم و بیش هر زبانی چنین ویژگی را دارد.


 در قرآن مجید هم که به زبان عربی است واژگان به زبان های دیگر هم یافت شده است مثل: هندی فارسی حبشی عبری سریانی و...

در این باره قبلا به خاطر پرسش یکی از دوستانتان مطلبی نوشته ام،لطفا ان را هم مطالعه کنید (نک.تغییر زبان فارسی)

اگر علاقه مند باشید می توانید به کتب زیر هم مراجعه کنید و لذت ببرید.

 

خدمات متقابل اسلام وایران استاد مطهری

فرهنگ واژه های دخیل در قرآن از سیوطی

سرزمین جاوید از ماژیران موله  و هرتز فلد ترجمه منصوری

 



موضوعات مرتبط: زبان فارسی و واژگان غیر فارسی چرا؟

تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۸ | ۱:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()