نو بهاران به چمن جمله یاران همه سیم عذاران به میان گل بستان همه سرگرم طرب شوق فراوان به سر از میمنت فصل بهاران همگی از دل و از جان شده با عیش و نشاط وسر و پا رقص کنانند به میدان چو در این فصل و زمان جمله درختان که سراسر به زمستان بده عاری ز قبا جمله برگان به بر اورده و پرورده و بشاش نمودست همه خلق جهان را .

کوه و صحرا همه سبزند و مصفا بچرد و حش و طیور اهلی و نا ا هل درانجا که شود باعث ان کز کرم خالق یکتا بشود بیش ز حد نعمت فردا که از ان بهره دهد حق همه خرد و کلان و پس از ان هر طرفی می نگرم سبز بود در نظرم  کوه و در و دشت نماید خبرم تا که غنیمت شمرم عمر گرانمایه  روم یک دو سه روزی به چمن خیمه زنم نغمه مرغان غزلخوان سوی بستان بکند تازه روانم بدهد شیره به جانم که از ان پس بتوانم که دهم شرح علی القوه از این فصل دلاوبز  طرب خیز و گل امیز که زیباست مرا در نظر از حیث گل  وسبزه و اب و طرب  و عشق نشد بلبل عاشق کش عاقل د می از سیر گل و منظره غافل  زکجا این همه شوق  وشعف افتاد به سر بلبل بی تاب وتوان را.

 

این طراوت که هوا راست در ان عشق هویداست چنان بلبل شیداست جوانی که غرورش به سراید همه جا شعرسرایدشده جاری ز در و دشت همه اب روان دل برباید گل و گلزار چو نقاش قضا هرطرفی نقش دل آرای کشیدست گل سرخ دمیدست وزان سو شجر میوه رسیدست به جایی که زانبوه هر ان میوه کشیده ست سر خویش به پایین که رسد دست بچیند هم از ان میوه و لب تر بنماید بت سیمین بر زیبای دل ارای که سر تا سر ان سال نشیند به هوای دل یاران که چو خوش فصل بهاران برسد اب دهد شیره جان را

بیش از این نیست ازآنت شکر امیز که گویی سخن از فصل طرب خیز نشین و نفسی تازه نما تا دگر اغاز کند حکم قضارا

منبع:کنز المصائب؛غلامرضا شکرامیز؛ ص 154، سال 52: چ.مشتاق، اصفهان.

 



موضوعات مرتبط: بحر طویل , توصیف زیبای بهار در بحر طویل , شعری از غلامرضا شکرآمیز , نوبهاران به چمن جمله یاران همه

تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱٧ | ۸:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()