در گفتار گذشته گفتیم که استعاره از تشبیه ساخته می شود با این تفاوت که تشبیه آن قدر فشرده می شود که همه ی پایه های آن حذف می گردد و فقط یک پایه (مشبه به) باقی می ماند؛ مثل: ماه من از سفر آمد .

(ماه) استعاره از یار زیباروست.  و گفتیم که برای تشخیص استعاره باید قرینه هایی در جمله و گفتار باشد تا بتوان معنای مجازی را از معنای حقیقی تشخیص داد .

در همان عبارت بالا آوردن واژگان :ازسفر آمدن و این که آن ماه از من است نه کس دیگر می تواند قرینه های کلمه ی استعاره باشد .

به یاد دارید که اگر در استعاره (مشبه به) باقی مانده باشد به آن استعاره ی آشکار یا مصرحه گویند.

اکنون به نوع دیگر استعاره می پردازیم.

 

اگر (مشبه ) باقی بماند و بقیه ارکان حذف شود به شرطی که باز هم قرینه هایی در

 جمله بیاید که آن قرینه مربوط به مشبه بهی باشد  که حذف شده است ، در این

 صورت استعاره  نام  دیگری پیدا می کند که استعاره ی پنهان یا مکنیه است.

این نوع استعاره همان است که به نام (تشخیص و جان بخشی ) می شناسیم.

 

به جمله ی تشبیهی زیر توجه کنید:

 

گل   مانند انسانی است که با من سخن می گوید.

 

در این عبارت (گل ) که مشبه است به انسان سخن گو مانند شده .وقتی که همه ی

 پایه ها حذف شود و (مشبه=گل ) باقی بماند به شرطی که آن ویژگی های و صفات مر

 بوط به مشبه به حذف شده را بیاوریم، استعاره پنهان است :

 

گل با من سخن گفت و شادی کرد و از من خواست که هر روز به او سر بزنم  و مراقب گل

 برگهایش باشم به موقع در برابر نور افتاب قرارش دهم و...

 

  می بینیم که گل واقعا به سخن نیامده و ما با تخیل خود،او را به انسانی تشبیه کردیم

 که حرف می زند احساس غم و شادی دارد و...  .

 

 

مثال دیگر:

 

 

درختان دستهای خود را به آسمان بلند کرده،دعا می خوانند.

 

 

این جمله استعاره ی پنهان دارد.درختان به انسانی که دست بلند کرده تشبیه

 شده.هر چند در جمله کلمه ی (انسان)نیامده ولی از (دست و دعا)  متوجه شدیم.

(دقت کنید درخت به دست تشبیه نشده، به انسان تشبیه شده)

 

مثال دیگر:

 

 

خورشید به روی آسمان لبخند زد و گیسوان طلایی خود را شانه زد.

 

 

باز هم در این جمله خورشید به دختری با گیسوان طلایی تشبیه شده که فقط

 از (گیسوان طلایی.لبخند زدن.شانه کردن)متوجه شدیم که به انسانی تشبیه

شده هر چند  واژه ی انسان نیامده باشد.

 

 

یاد آوری این نکته هم لازم است که اگر در این نوع استعاره به انسان و ملایمات

 و قرینه های مربوط به انسان اشاره شده باشد استعاره ی مکنیه و پنهان ما

 تشخیص و جان بخشی است ولی اگر به پدیده های دیگر تشبیه شده باشد بالکنایه و

 مکنیه گویند؛

مثال:

 

حرص و آز چنگال های خود را در قلب انسان حریص فرو برده است.

 

در این عبارت ،حرص و طمع به گرگ یا حیوان درنده ای تشبیه شده که چنگال

 دارد.هر چند در این مثال واژه ی گرگ نیامده باشد.

 

مثال دیگر:

 

عقل و دانش بالهای خود را برای دوستدار خود می گشاید.

 

 

در این نمونه هم عقل به پرنده ای انند شده که بال دارد. بال از لوازم پرنده

 است. در این جا هم دقت کنید که واژه ی پرنده  به کار نرفته و ما از (بال)

 فهمیدیم که عقل به پرنده تشبیه شده است.

می دانید که اگر نویسنده (پرنده) را هم در جمله می آورد و می گفت عقل

 مانند پرنده بال دارد و ... دیگر تشبیه بود نه استعاره و زیبایی دل انگیز خود را از

 دست می داد.

 

پایان

خودارزیابی:سوال

در کدام گزینه استعاره به کار رفته است؟

الف:کلید احساس  ب. خانه ی دل      ج. ریسمان فکر   د. پرواز عشق


پاسخ:

گزینه (د)

چون عشق به پرنده ای تشبیه شده که پرواز از لوازم آن است.

اما سه گزینه یدیگر ،دومی به اولی تشبیه شده است.



موضوعات مرتبط: استعاره پنهان , تشخیص جان بخشی , استعاره مکنیه یا بالکنایه

تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٩ | ٥:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()