میخیم بییم خوندون اگی مزاحم نیسیم...

 

 

مهمونی رفتن خوبس که آدما رو بعدی چند قرن با هم آشنا کند!

خیلی جالبس که یه روز زنگی تیلیفون به صدا در میاد گوشی رو ورمی داری می بینی یکی پشتی خط خیلی تحویلد گرفتس.تو نیمیشناسیش.

بش میگوی:ببخشین آ شوما؟بجا نیمیارمدون.

میگد:ای ناقلایه حالا دیگه منو نیمیشناسی ب...له دیگه .نبایدم بشناسی.

دوباره تو به مخد فشار میاری و انواع صداوای مثی همو تو ذهند مرور می کنی و بازم آبرو داری می کنی ومی گوی بله دیگه باید ببخشین .پیریه و هزار جور دردمندی...خب حالا شوما؟

دوباره بد میگد باشد حالا خوددونو میزنین به اون راوا که یه وخ نیم خوندون ؟نترسین فقط میخاسم احوالدونو بپرسم گفتم سالی نویه ...

دیگه کلافه میشی و الکی بش می گوی خب بله حق با شوماس ولی ما گناهی نداریم .آخه دور جونی شوما از هرکی سراغدونو می گرفتیم فقط می گفتن سلام رسودند!خدابیامرزدشون!

یه دفه می بینی که یارو می فهمه زیادی خسته ات کرده و تو هم ناراحت شدی.تازه می گد ببخشید منزل آقا مرتضی سفیدابیان؟ شومام می گوین اشتبا گرفتین...

 

 

حالا این که چیزی نیس .یه وخ می بینی زنگی خوندونو می زنن.این چیزا چی چیس اومدس ؟ آیفون تصویریا را میگم .اینام که فایده ندارد که.

یارو به جا اینکه پشتی در وایسد صورتشا بیبینی پشتشا به در می کند و وایمیسد .آخرشم همون همسایه روبرویه به درد میخورد که بد بوگد کیس!

یا اینکه یارو یه چیزی میگیرد جلو صورتش و مسابقه ی محله میذارد...

 

 

خلاصه ماس تو کاسه.داشتم می گفتم .خش خش میری پشتی در و می گوی کیس؟جوابدو نیمیدد که چی چید کنه؟ سو...پرایز.خب حالا همون حیرون و یوهوی خوشحال شدندو بیبیند .بعدشم تا آخر هی بوگند و بخندن! و ازینجور مسقره بازیا..

درو که وامیکنی.یوهو یکی پخی می کند تو دلت و زهره ترک می شی . مییی که یه چیزی بش بوگوی می بینی که دارد از خجالد تو زیمین فورو می رد و میگد ببخشین .خاک تو گورم!مثی اینکه اشتبای اومدم...!منزلی آق غضنفر صابون پزا میخاسم...

 



موضوعات مرتبط: دید وبازدیدهای قرن

تاريخ : ۱۳٩٢/۱/٧ | ٦:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()