به جهان خرّم ازآنم که جهان خرّم ازوست...

 

قشنگ کوچک گفت:

کسی دوستم ندارد.می دانی چه قدر سخت است این که کسی دوستت نداشته باشد؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی.

او هیچ نگفت.

گفت:پاهایم را نگاه کن.چقدر چندش آور است! چشم ها را آزار می دهم.آدم هایت از من می ترسند. مرا می کشند،برای این که زشتم. زشتی من جرم من است.

و باز هم او هیچ نگفت.

ـــ دنیا فقط مال قشنگ هاست.مال گل ها،پروانه ها،مال قاصدک ها...مال من نیست.

او گفت: چرا مال تو هم هست.دوست داشتن یک گل ،یک پروانه یا قاصدک کار سختی نیست. اما دوست داشتن یک سوسک ،دوست داشتن تو کاری دشوار است. دوست داشتن کاری آموختنی است.اگر چه موهبت آموختن را به همه عطا کرده ایم اما فقط برخی از آن استفاده می کنند و رنج آموختن را به خود می خرند.ببخش که کسی دوستت ندارد زیرا که هنوز کامل نیست و هنوز دوست داشتن را نیاموخته است. مؤمن همه را دوست دارد زیرا همه از آن من است .من زیبایم و چشمان مؤمن جز زیبایی چیزی نمی بیند.آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود.او مسؤول همه ی فاصله است.حالا قشنگ کوچکم غمگین مباش.

کوچولوی زیبا حرفی نزد و دیگرهیچ گاه نیندیشید که نازیباست. او همیشه شاد بود.



موضوعات مرتبط: کوچولوی قشنک , هیچ کی منو دوست نداره

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٢٧ | ٥:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()