شعاع آه مرا ضرب در عذاب کنید
محیط درد گلوی مرا حساب کنید


از التهاب لب من گدازه میریزد
برای کشتن آتش فشان شتاب کنید


حسین آمده تا آبروی آب شود
بجای هلهله فکری به حال آب کنید


میان جمع شما یک نفر مسلمان نیست ؟
کجاست غیرتتان ، های ، انقلاب کنید


به پیرمرد جوان مرده که نمیخندند

حیا کنید ، از این ظلم اجتناب کنید


مرا که بالش دست رقیه میخواباند
نمیشود که به تیر سه شعبه خواب کنید


به سعی هاجر و سوز گلوی اسماعیل
سراب حلق مرا زمزم رباب کنید


نزاع غنچه و فولاد آخرش پیداست
سه شعبه را که نشد ، نیزه را مجاب کنید

شاعر : مصطفی متولی



موضوعات مرتبط:

تاريخ : | | نویسنده : مدیر |