همه ی این سوالات درباره درس اول "زنگ افرینش "است:

1.بیت اول چند جمله است ؟بود را باید برای هر دو مصرع حساب کرد یا برای هر مصرع جداگانه یک بود نیاز است؟ دو جمله (بود ) حذف در دومی

 2.در بیت بعد خوشحال قیدی برای فعل جمع بودند است؟ قید حالت

3.بیت ششم چند جمله است؟

دو جمله

4.مصرع دوم این بیت کامل مفعول است؟بله

5. ذره ذره دربیت هشتم چه نقشی دارد؟ قید

6.جیک جیک در بیت چهاردهم چه نقشی دارد؟ مفعول

7.شاخه درهمین بیت متمم است؟ بله

8.حرف اضافه اش کدام است؟ روی (برروی)

9.در بیت بیستم بچه ها و سویی متمم اند؟ بله

10.در بیت بعدی نقش با خودش چیست؟ خود: متمم  ش:مضاف الیه

11. فعل چنین می گفت است یا می گفت؟ می گفت    چنین :مفعول

12. در بیت دوازدهم با برای بلبل هم حساب می شود؟ بله

13.این سوال مربوط به اندرز پدر است: رحمت الله علیه صفتی برای پدر است؟ به گفته ی برخی اساتید بله

14. خود رحمت الله علیه یک جمله است؟ در عربی بله  ولی بعضی اساتید گفته اند این جملات درفارسی وصفی اند

15.درس چشمه ی معرفت ایا در عبارت " نگاه پژمرده ی هزاران درخت تشنه استعاره است؟ بله

16. رگ های خشکیده ی جوی های مزرعه تشبیه است یا استعاره؟ اگر شکل ظاهری جوی بی آب را به رگ بی خون در نظر بگیریم تشبیه  واگر مزرعه را به انسانی که رگ دارد استعاره

17.درس سوم: سال های طلایی ,طلایی صفتی برای سال های عمر است؟ قبلا در پاسخ فائزه گفته ام

 

 



موضوعات مرتبط: رفع اشکال فارسی هفتم

تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٧ | ٧:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٦ | ٩:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

میشه متن و فعل های س4 ص104 را بنویسید.

 

می خواستم.کند.شوم.می گفت.نمی شه .کنیم. می میری. بود.بود

 



موضوعات مرتبط: رفع اشکال فارسی هفتم

تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٦ | ٩:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

 

1.نهادها ی جمله ها در (افریدگار همه ی شکوفه ها و زیبایی ها ،اوست که همیشه با ماست)  چیست؟چرا؟

 

جمله ی اول : او  - آفریدگار مسند .  معمولا نوع مسند (صفت است )  چون (آفریدگار که صفت است مسند می شود و پاسخ بهترِ:  چه طور است؟ پروردگار می شود  نه او

جمله ی دوم : او

 

 

2. در (اقای مدیر امد ) گروه نهادی اقای مدیر است ،هسته ی نهاد کدام است؟  مدیر

 

 3. ایا در(سال های طلایی عمر )تشبیهی وجود دارد ؟ وهر کدام از واژه ها وترکیبات از چه نوع و نقشی هستند؟

طلایی صفت است /عمر مضاف الیه است /(سالها هم به نقش در جمله بستگی دارد. ولی در این ترکیب موصوف است که می دانید موصوف نقش اصلی نیست.

 

4.خود ارزیابی 1و3  در صفحه ی 22 چه جوابی دارند؟

1. آب جوشش چشمه ها ، رویش درختان و سبزه ها ذرت ها و گل بوته ها در باغ و کشتزار و صحرا و...


2. آفرینش انسان .وزش نسیم،ابر و باد و ماه و خورشید و غروب  وطلوع و شفق وفلق و اقیانوس و مورچه و کهکشان ، نغمه ی بلبلان وپرندگان و...

 

 

5. در (اب های زلال وسرد و گوارای فهم و دانایی در من خواهد جوشید)اجزای تشبیه را مشخص کنید. استعاره (در توضیح کوتاهی) چیست؟

اب های زلال وسرد و گوارا: مشبه به  (طرف دوم)

فهم و دانایی: مشبه ( طرف اول)

استعاره در آزمون طرح نخواهد شد

استعاره : هر گاه همه ی ارکان تشبیه حذف شود و فقط  یک پایه  باقی بماند که ان هم یا مشبه است یا مشبه به ، دیگر با تشبیه سر و کار نداریم که با استعاره روبه روییم .البته دراستعاره قرینه هایی وجود دارد که ما متوجه شویم منظور از مشبه یا مشبه به چیست یا کیست؟

ماه من چرا غمگینی؟ برخیزم تا بنشینی. (ماه استعاره از دوست خوب و زیبا)

 (توضیح بیشتر در بخش استعاره ی همین وب آمده )

 

6.  آیا (بله و نه یا خیر)جزو شبه جمله ها (اصوات) هستند؟ در (خوب،راست می گویم دیگر،نه؟) چند جمله وجود دارد ؟

این پرسش را در گذشته پاسخ دادم (پرسش های حانیه)

ببینید؛ بستگی دارد .بعضی مواقع قید است و بعضی وقت ها هم می تواند بیانگر ان باشد که پس از ان جمله ای حذف شده.

مثال:

معلم گفت :درس را یاد گرفتید؟

بچه ها گفتند؟ بله

چهار جمله است بله (یاد گرفتیم)

7. ایا (خب) هم جزوه شبه جمله ها (اصوات) است؟

نه به طور کلی .در جملات نقش ها می تواند  قید.مسند.صفت. شبه جمله برای تحسین وتشویق. باشد

در جمله ی بالا به نظر نمی آید کسی را تشویق کرده باشد وقید است.

نه؟( یک جمله است) یعنی راست نمی گویم؟ (یا) این طور نیست؟

 

 

 

8. در (ادم را اذیّت می کند.) فعل اذیت می کند است؟

می کند فعل ساده است

ادامه ی این مطلب در ازمون مطرح نمی شود

 برای دانستن این مطلب باید گفت:

وقتی جزء پیشین فعلی بتواند نقش بپذیرد (مفعول.متمم.مسند.قید ) و یا وابسته پذیر باشد (به وسیله ی "تر" صفت . مضاف الیه .یا نشانه ها ی جمع)  ان فعل مرکب نیست وساده است.

در جمله ی بالا می توان جزء پیشین را گسترش داد:

آدم را اذیت زیادی می کند.

یا

آدم را اذیت ها می کند.

از طرفی در این جا اذیت (نقش مسندی هم دارد )

قبلا هم گفته ام (کرد) می تواند مسند بپذیرد(البته نه همیشه)

 

 

9. در (این قلب کوچولو را به چه کسی باید بدهم) ،(این )صفت اشاره یا ضمیر اشاره است؟

صفت اشاره  (این مطلب در ازمون مطرح نمی شود)

 

10. ایا(باید) در (این قلب کوچولو را به چه کسی باید بدهم) قید است؟چه نوع قیدی؟

امروزه بله /تأکیدی              آزمونی نیست

 

11. در (راستش ، این حرف بین خودمان باشد.) تعداد جملات چند تاست ؟ ایا (راستش )تعداد جمله حساب می شود؟

می توان دو جمله گرفت (راستش را بگویم )(این حرف بین خودمان باشد.)

 

12. در (قلب برای همین است دیگر، مگر نه؟)تعداد جملات چند تا است ؟چرا؟

 

دو جمله.  قبلا توضیح داده ام

 

13. در (قلب به این کوچکی اخر چطور هیچ وقت پر نمی شود؟ها؟)تعداد جملات چند تا است و چرا ؟  ایا (ها؟) تعداد جمله حساب می شود؟

 

دو جمله.  بله

 

 14.  در فعالیت ها ی نوشتاری صفحه ی 54 تمرین 2 جمله ی 2 (من عموی خوش اخلاقم را توی قلبم جا دادم .)(توی)حرف اضافه حساب می شود؟وفعل های این سه جمله به ترتیب چیست؟

 

بله.

اولی : یک جمله

دومی: یک جمله

سومی: یک جمله

 

15. خود ارزیابی در صفحه ی 60 تمرین 1 چه جوابی دارد؟

 

چون راه کوتاه ونزدیک در نظرش طولانی وخسته کننده آمد.

 

 

16. در (ز وحشت سست شد بر جای ناگاه) فعل کدام است و ایا ناگاه قید است ؟ چه قیدی؟

 شد (فعل)    بله. قید زمان

 


 

 17. رنج خستگی چه ترکیبی است ؟وصفی یا اضافی و مضاف و مضاف الیه؟


 ترکیب اضافی (همان مضاف و مضاف الیه )

 

 

18 . ساختار چهار کلمه ی بامکی و شاخکی و جوکناری و شاخساری از نظر ساده یا غیر ساده؟

بامکی:  بام +َک +ی (غیر ساده)

  شاخکی: شاخ+َک + ی (غیر ساده)

 جوکناری : جو+کنار+ی:(غیرساده)

 شاخساری:شاخ+سار+ی(غیرساده)

 

البته می دانید که (ی ) در موارد بالا (نکره ) است و غیر ساده نمی سازد و ما برای نشان دادن اجزا آوردیم و دلیل غیر ساده بودن وند های دیگر است.

مورد سوم هم دو واژه معنا دار است .

 

 

 

19. اگه میشه یه توضیحی در باره سوال ها هم بدید که اگر بگه نثر ساده  تبدیل کنید  یا ...،چه کار کنیم؟

نثر ساده : جابه جایی اجزای سخن؛مثلا نهاد در اول و فعل در آخر و اگر واژه ای نیاز به معنی داشت یا لازم بود کلمه ای را حذف یا اضافه کنیم که جمله گویا شود ،انجام می شود

درک مطلب آن است که شما منظور و محتوای کلام را در قالب جمله ای کوتاه بنویسید یا به عکس درباره ی مصرعی ان چه فهمیده اید شرح و گزارش آورید.

 


20. ایا شناسه  بخشی است که در تمام ساخت ها تکرار می شود و ثابت نیست؟ پس چرا در سوم شخص مفرد از فعل ماضی مانند فعل بود ،شناسه وجود ندارد؟


بله . و گفتیم که در ماضی سوم شخص مفرد شناسه نداریم

 

 

 



موضوعات مرتبط: رفع اشکال فارسی هفتم , استعاره , جملات کتاب من قلب کوچکم را , فعل اذیت می کند ساده یا غیر ساده

تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٦ | ٩:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

در کتاب مهارتها برای اموزش درست نویسی بیان شده که باید پس از آوردن "به قول معروف" قول معروفی آورده شود نه این که یک کلام عادی .

منظور از قول معروف می تواند ضرب المثل یا کلام مشهور و سخنی باشد که جزء امثال سایر یا کلمات قصار به کار رفته و تفاوتی نمی کند که در زبان فارسی است یا از زبان عربی وارد زبان فارسی شده است مهم ، معروفیت ان است.

البته معروفیت کلامی به اطلاع فردی از موضوع یا عدم اطلاع آن بستگی ندارد که کسی بگوید چون من ان را نشنیده ام پس معروف نیست .منظور ان است که در ادبیات رواج دارد و ادبا و بزرگان ما آن را در متون نظم یا نثر یا مقالات خود به کار برده اند.

بنابراین ابیات مشهور یا مصاریع  فارسی یا عربی هم می تواند قول معروف باشد.

 

 

مثلا نمی توان گفت :

آن قدر حرف زدم که به قول معروف خسته شدم! (نادرست)

بلکه باید گفت :

آن قدر حرف زدم که به قول معروف زبانم مو در آورد.    (درست)

 

مثال دیگر :

رفتم نانوایی به قول معروف خیلی شلوغ بود! (نادرست)

 

رفتم نانوایی از بس شلوغ بود به قول معروف جای سوزن انداختن نبود.  (درست)

 

مثال دوم که در تمرین های کتاب آمده،چنین است:

 

آن قدر مجلس طولانی شده بود که به قول معروف همه  به خواب رفتند. (نادرست)

 

می توان با توجه به مفهوم بخش اول کلام، موارد زیر را جایگزین کرد که همگی درست است. به ترتیب نزدیکی مفهوم شماره گذاری شده است.

آن قدر مجلس طولانی شده بود که به قول معروف ........

1. اطول من اللیل الشتاء شده بود. ( طولانی تر از شب زمستان که باعث خستگی و خواب آلودگی می شود)

2. شورش  در آمد ( باز هم خستگی و دلزدگی در ان است)

3. حنای  آن دیگر رنگی نداشت ( از اهمیت و ارزش ان به دلیل طولانی شدن کاسته شد و دیگر مورد رغبت و توجه کسی نبود  به طوری که  همه به خواب رفتند.)

 بعضی هم این سخن را می اورند:

4. علف زیر پا سبز شد.(به دلیل طولانی شدن و نشستن در یک مکان ثابت)

که شاید قابل توجیه باشد.

 

قبلا از همکاری و همیاری دوستانی که نظر بهتری در این باره دارند، سپاسگزاری می کنم.

 



موضوعات مرتبط: از بس مجلس طولانی شد به قول معروف , مهارت های نوشتاری هفتم و درست نویسی به قول معروف , به قول معروف

تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٥ | ۳:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

به نام دانای دانایان

 

 

رفع اشکال کتاب فارسی پایه ی هفتم

 

 

 

1.معنای بیت دوم شعر ای مرغک چیست؟

تا کی می خواهی رفتار کودکانه داشته باشی ؟  نرم وآهسته و با ناز راه رفتن را درباغ و چمن یاد بگیر.( از رفتارهای کودکانه دست بردار و با آموختن  و تعلیم شیوه ی درست زندگی را  بیاموز. )

 

 

 

2. قالب شعر صفحه 95 ( برزگری پند به فرزند داد ..." چیست؟

از قطعه های طولانی پروین اعتصامی است.

 

 

 

3.ترکیب " گنجشکی کوچک" وصفی است؟  این (ی) به جای کسره آمده؟

 بله وصفی است .

"ی" نکره بوده که گاهی  به صفت اضافه می شود  :گنجشک کوچکی و گاهی به "موصوف : گنجشکی کوچک  که وقتی به موصوف افزوده شود دیگر آن نقش نمای اضافه (  ِ ) آشکار نمی شود.

 

 

 

4.  پاسخ خود ارزیابی ص 84 : حرم دل او را آرام می کرد و مدرسه اندیشه اش ؟

 

 

زیارت و توسل به ائمه علیهم السلام  باعث آرامش روح و جان است و درس و مدرسه و دانش هم می تواند ذهن آشفته و نابسامان را تسلا بخشد چون از نمی دانم ها و جهل و نادانی رها می شویم.

 

 

 

5. آیا مطبوع و طبیعت هم خانواده اند؟ بله 

 

 

6. مسند در جمله ی :" زندگی همین لحظه هاست" کدام است؟

به نظر می رسد چنین باشد: زندگی در همین لحظه ها وجود دارد. در این صورت مسند ندارد.

 

ولی اگر بگوییم

زندگی یعنی همین لحظه (زندگی همین لحظه است:همین لحظه گروه مسندی است)

 

 

 

7. قالب شعر ص 64 " با زبان عقربک می گفت عمر ..." چیست؟

شعر کامل ان چنین است:


عمر من شد برخی فردای من‌
شد زیان سود من  سودای من‌

سالها رفت و نشد فردا پدید

آه ازین فردای ناپیدای من‌

بر امید جنتِ فرداچرا؟

دوزخِ امروزِ شد ماوای من

کام دل فردا بمن بخشد جهان‌

گوئیا فردا بود دنیای من

آرزو فردا برآید بیگمان‌

آه ازین اندیشه ی بیجای من‌

چیست این فردا که در رؤیای او

شد تبه امروز بی همتای من‌

دوشم از سر رفت خواب و می گذشت‌

با غم دل چون دگر شبهای من‌

تیک تاکی ساعت آوردم بخود

وز سخن شد ناصح گویای من

با زبان عقربک می گفت عمر

می روم بشنو صدای پای من

روز اگر سرگرم خواب غفلتی‌

در دل شب گوش کن آوای من‌

تو اسیر آرزوها و زمان‌

لحظه‌ای غافل نه از یغمای من‌

ای ندانسته بهای عمر خویش‌

نیستت آخر چرا پروای من‌

ناگهان آید بپایان دور عمر

وای من ای وای من ای وای من

از ندای عمر بر احوال خویش‌

نوحه‌گر شد طبع غم افزای من‌

در کمین من زمان تیزرو

عاجز از تدبیر کارش رای من‌

بیخبر از سر نوشت خویشتن‌

زندگی شد خواب وحشتزای من

ای زمان ای سود من از تو زیان‌

ای محال از گردشت ابقای من

این تو و این سیر برق‌آسای تو

وین من وین رنج جانفرسای من

*
دکتر فرهاد (احمد؟)ناظر زادۀ کرمانی*

قصیده

 

 

 

8. زندگی به خوردن وخفتن و راه رفتن نیست. نقش خفتن و راه رفتن چیست؟

هر دو به دلیل آن که با واو عطف آمده همان نقش قبل از خود یعنی متمم را دارند که بهتر است بگوییم:معطوف به متمم

 

 

 

9. مسند جمله : "مقصود این نیست"؟  این

 

 

 

10.مسند در :" دایما در کوشش و اضطراب باشد" ؟ در کوشش واضطراب

اگر هم فقط کوشش و اضطراب را در نظر بگیریم  بدون (در : حرف اضافه)  متمم است که البته نقش مسندی مهم تر است

 

 

 

11. در جمله ی " فرصت ها مثل ابرها می گذرند " فعل اسنادی است؟

خیر (است و بود و شد و گشت وگردید اسنادیه)

 

 

 

12. فرصتها ی خوب و عزیز را دریابید جمله اسنادی است؟ خیر

 

 

 

13.مسند در : "وقت طلا ست؟ طلا

 

 

14.برگردان مصرع دوم بیت دوم "راز زندگانی "؟  این درس کجای کتاب بود؟!

 

 

15."از بایزید پرسیدند" آیا بایزید (متمم) است؟

بله

16. رحمت الله علیه درست است یا رحمة الله علیه؟

 

 

نگارش رحمة الله علیه  درست است  ونگارش  رحمت الله علیه جایز است. ( ترکیبات عربی معمول در زبان فارسی با ( ة ) درست است ولی اگر جزء اول را بتوان با (ت) نوشت صورت دوم هم جایز است ( در مثال بالا رحمت هم جداگانه با (ت) می اید یا آیة الله /آیت الله چون آیت به تنهایی هم کاربرد دارد ولی  کلمه ی مختوم به (ة) به تنهایی با (ت) کاربرد نداشته باشد نباید آن را با (ت) نوشت مثل : فاطمة الزهرا که به تنهایی هم فاطمه می نویسیم نه فاطمت !   ( ر.ک کتاب : راهنمای ویرایش از دکتر غلامحسین زاده پاورقی ص22

 

17. مسند در "ابتدای کار تو چگونه بود؟  چگونه

 

 

18. مسند در "من ده ساله بودم"؟  ده ساله

 

 

19. تعداد جمله در : خوب راست می گویم دیگر نه؟" دو جمله

 

 

20.کار گروهی ص 54 سؤال 2؟

بارش باران. شب و روز . تکرار فصول . دم و باز دم. پلک زدن .صدای بعضی پرندگان و حیوانات و ...

 

 

21. قالب شعر ص 40؟ چهار پاره

 

 

22. پاسخ خود ارزیابی ص 159؟

 

به دلیل  مهر و محبت شاپرک بر آدم آهنی باعث شده بود که تحولی در وجود آدم آهنی  به وجود آید که اگر چه دیگران او را به صورت زبانی، خراب نامیدند  اما در واقع "آباد" شده بود .چون  در عالم معنا و به زبان ادبی او خراب کوی عشق شده بود. بنابراین این تحول باعث شده بود که دیگر جواب هایش بر خلاف گذشته از روی آگاهی باشد  و احساس.

 

 

 

23. برای پی بردن به ترکیب اضافی نقش نما را برداشته (دار ) می گذاریم یا (دارد)؟

یکی از راه های معمول این است که نقش نمای اضافه را بر می داریم و جای دو کلمه را تغییر می دهیم و  فعل (دارد) را  مطابق با نهاد در پایان می گذاریم .اگر معنا داد، ترکیب اضافی است:

اسم من (ترکیب اضافی):  من اسم دارم  ( البته این یکی از راه ها ست و شاید در بعضی ترکیبات بتوان از روش دیگر استفاده کرد(ساده ترین روش همان است که بگوییم بعد از نقش نما اگر "ضمیر .اسم یا مصدر بیاید ترکیب اضافی است: یخچال هوشنگ. زمین او. روز آمدن)

 

 

 

20. زرین :غیر ساده است؟

بله      زر+ین

 

 

21.معنای دو بیت ص 135؟

 

یک بیت است و دو مصرع

 

تمام جهان مانند تن و جسم است ودر مقابلش ایران مانند دل است گوینده ی این سخن (نظامی ) ازاین مقایسه کردن(اصلا)شرمنده نیست.  ( ایران اصل و مرکز دنیاست.اهمیت حب وطن و افتخار به آن هم در این بیت مشهود است).

 

 

 

22.آیا محبوبه هم خانواده ی محبوب است؟

بله

 

 

 

23. آیا سخن هم نشین خود را نمی برید ص 115 کنایه است؟

 

 

در کنایه تشبیه ذکر نمی شود . در این جمله سخن را چون درختی فرض کرده که بریده و نابود می شود بنابراین به نظر می رسد کنایه نباشد.

 

 

 

 

24.خود ارزیابی ص 117 سؤال 3؟

 

انسان می تواند از حق شخصی خود بگذرد و اشتباه دیگران را درباره ی خود با بزرگواری عفو کند که در این صورت با خدا معامله کرده و خداوند هم بهترین پاداش ها را به او خواهد داد .در دین ما هم به عفو و گذشت بسیار توصیه شده تا روح انسان تعالی داشته باشد و گر نه دل و قلب ما همیشه از رنج ها زخمی و اندوهناک است و اگر ظرفیت ایمانی ضعیفی هم داشته باشیم همیشه در پی انتقام از دیگران هستیم .

اما وقتی می بینیم به دیگران و جامعه ظلم می شود دیگر حق الناس و داد مظلوم را از ظالم گرفتن مطرح است که اگر در این باره گذشت شود ظالمان بیشتر ظلم می کنند و مظلومان بیشتر مورد ستم قرار می گیرند و به تدریج قانون شکنی باعث متلاشی شدن جامعه و از بین رفتن انصاف می شود پیامبرگرامی ما نیز  به مسأله ی حق الناس اهمیت زیادی می داده اند ولی مواردی را که مربوط به شخص شریف خودشان بود ، مورد عفو قرار می دادند .

قرآن عزیز پیامبر را دارای اخلاق نیکو و (خُلُق عظیم ) و اسوه و رحمت برای همه معرفی نموده است. (درود بی پایان خدا و ملائکه و همه ی عالم بر ایشان باد!)

 

بعضی ادیان ناقص هم در این باره  به بیراهه رفته اند و افراط یا تفریط می کنند بعضی می گویند همه را باید بخشید بدون استثنا و این گونه کرامت انسانی را خدشه دار می کنند.برای همین دین اسلام را کامل ترین دین می نامند چون تعادل و انصاف  در ان رعایت شده است....

 

 

25. آیا بن مضارع : )می رویَم mirooyam) : (روی rooy) است؟

بله

 

 

 

26.آیا نوبه و سهم هم معنی اند ص 108؟

 

 

نوبت یعنی دفعه .بار. به نوبه یا به نوبت :یکی پس از دیگری . اما سهم : قسمت و بهره و نصیب .

 

 

 

 

 27. آیا ظهر با مظهر همخانواده است؟

 

 

 

بله .با این توجیه که هر دو هم ریشه اند و از نظر معنایی به هم نزدیکند ظهر (آشکار شدن خورشید در وسط آسمان) مظهر (محل ظهور و آشکار شدن که نوعی نشان است)

 

 

 

 

28.  در ص 108 گرد آمدن ملل زیر پرچم اسلام کنایه است؟

 

 به طور کلی کنایه از مسلمان شدن ملل  است

  ولی پرچم اسلام کنایه نیست

 

 

 

 

29. در ص 108 تاریخ ان را به نام تمدن اسلامی می شناسد تشخیص است؟ بله

 

 

 

 

30. آیا توسعه و پیشرفت هم معنی اند؟

توسعه با گسترش و فراخی هم معناست وبه نظر می رسد ترقی با بالا رفتن وپیشرفت .

 

 

 

31. آیا عَلَم با عالَم هم خانواده است؟

در زبان عربی چون هر دو را از یک ریشه می دانند هم خانواده می گیرند وشاید توجیه معنایی چنان باشد که عَلَم :نشان و جهان هم چون نشان وجود خداست:عالَم گویند (؟) بعضی این دو را در فارسی هم خانواده نمی دانند.

 

 

 

 

 

32. پاسخ خود ارزیابی ص110 سؤال 2؟

 

با آثار شاعران پارسی گوی و کتب گوناگون د زمینه ی فرهنگ و اخلاق و معارف وتفسیر قرآن و....

 

 

 

33. در (کتابم) نقش (م) ؟ آیا می توان گفت ضمیر هم است؟

 

 

 

نقش با نوع متفاوت است . دراین جا : نقش (م) مضاف الیه (کتاب من)  و نوع آن (ضمیر شخصی پیوسته اول شخص مفرد)

 

 

 

 

 

34.  آیا اطلاعیه و اعلامیه هم معنی اند؟

 

تقریبا بله (هرچند درعربی تفاوت معنایی ظریفی دارند)

 

 

 

 

35. صص104و105 تمرین 4 چند جمله دارد؟

 

یازده

 

 

 

36.بی هوشم کند فعل جمله یا کند به تنهایی ؟

به نظر می رسد بی هوش مسند و کند فعل اسنادی باشد (* استثنا: گاهی فعل کرد و زمانهای ان مسند می پذیرد )

 

 

 

 

37. سه مصرع آخر شعر ص 96 چند جمله؟

 

چهار 

وقتی مدتی عمرم با گل گذر کرد//کمال همنشین در من اثر کرد//وگرنه(درغیراین صورت) من همان خاک هستم// که هستم//

 

 

 

 

38.آیا عبرت و عابر و عبور هم خانواده اند؟

بله (هم ریشه اند و هم  معنا .  چون گذر کردن هم به نحوی در ان لحاظ شده )

 

 

 

 

39.مصدر بیندوزد (اندوختن) است؟ بله

 

 

 

 

40. فعل و مسند در جمله ی :"کسی که واقعا حقش است" ؟ 

حقش است فعل جمله و این جمله از نوع استثناست

 

 

 

اگر مایلید برای مطالعه ی بیشتر درباره ی پرسش40  ادامه ی مطلب را بخوانید. این موارد در آزمون مطرح نخواهد شد.

 

 



موضوعات مرتبط: رفع اشکال فارسی هفتم , رحمت الله علیه یا رحمةالله علیه کدام درست است؟ , با صدای عقربک می گفت عمر , پاسخ خود ارزیابی های دشوار پایه هفتم
ادامه مطلب

تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٢٤ | ٧:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

پاسخ به پرسش مولود

 

با سلام اگر امکان داره  در مورد مسند و فعل اسنادی مطالبی را توضیح بدید.

 

سلام بر شما

 

 

فعل اسنادی یا همان افعال ربطی افعالی هستند که برای نسبت دادن  و پذیرفتن حالتی به کار می روند .این افعال عبارتند از :

است .بود . شد .گشت. گردید. خواهد شد .می شود .نمی شود. نشد .باشد .نمی باشد. نیست . نشد .شده است . (در کل افعالی از این قبیل یه صورت زمان های مختلف که منفی یا مثبت امری یا نهی باشد)

 

اگر در جمله ی شما یکی از این فعل ها یا خانواده ی انان باشد در آن جمله به دنبال مسند هم بگردید

مثلا در جمله ی زیر:

دانش اموزان حاضر بودند.

بودند:فعل ربطی یا اسنادی

حاضر:مسند

 

یا در جمله ی :

هوشنگ به خاصر تقلب نزد دوستانش ضایع شد.

شد:فعل ربطی یا اسنادی

ضایع:مسند

 

یا:

 

این کارگر کوشا است

کوشا:مسند

است:فعل اسنادی

 

او تنبل نیست:

تنبل:مسند

نیست:فعل اسنادی

 

 

برای پیدا کردن مسند هم از روش زیر استفاده کنید:

چه طور /چه جور/چگونه+ فعل اسنادی؟= پیدا شدن مسند

مثلا:

هوشنگ ضایع شد

چه طور شد؟ جواب: ضایع (مسند)

 

 

دقت کنید اگر فعل های اسنادی(بود.است .نسیت...) معنای (وجود داشتن ) بدهد دیگر فعل اسنادی نیست

مثلا:

مریم در کلاس است.(است=وجود دارد)

این جمله مسند ندارد

 

 

اگر فعل (شد) معنای (رفتن) بدهد اسنادی نیست:

مثلا:

مرد گفت به خز فروشان می شوم (= می روم)

این جمله مسند ندارد

 

اگر فعل های (گشت /گردید) معنای چرخیدن و یا جستجو کردن بدهد ) باز اسنادی نیست:

مثلا:

خورشید به دور زمین می گردد(=می چرخد)

این جمله مسند ندارد.

یا :

همایون دنبال کتابش گشت(=جستجو کرد)

این جمله مسند ندارد.

 

 

ایا می توانید به این سوال پاسخ دهید؟

در جملات زیر کدام مسند  و فعل ربطی دارد؟

 

الف.پروانه به دور گل گشت

ب. خدا بود و گردباد

ج. خورشید روشن گشت

د. در کیف شما خوراکی نیست

 

 



موضوعات مرتبط: مسند و فعل ربطی

تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٤ | ۱:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()