به جهان خرّم ازآنم که جهان خرّم ازوست...

 

قشنگ کوچک گفت:

کسی دوستم ندارد.می دانی چه قدر سخت است این که کسی دوستت نداشته باشد؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی.

او هیچ نگفت.

گفت:پاهایم را نگاه کن.چقدر چندش آور است! چشم ها را آزار می دهم.آدم هایت از من می ترسند. مرا می کشند،برای این که زشتم. زشتی من جرم من است.

و باز هم او هیچ نگفت.

ـــ دنیا فقط مال قشنگ هاست.مال گل ها،پروانه ها،مال قاصدک ها...مال من نیست.

او گفت: چرا مال تو هم هست.دوست داشتن یک گل ،یک پروانه یا قاصدک کار سختی نیست. اما دوست داشتن یک سوسک ،دوست داشتن تو کاری دشوار است. دوست داشتن کاری آموختنی است.اگر چه موهبت آموختن را به همه عطا کرده ایم اما فقط برخی از آن استفاده می کنند و رنج آموختن را به خود می خرند.ببخش که کسی دوستت ندارد زیرا که هنوز کامل نیست و هنوز دوست داشتن را نیاموخته است. مؤمن همه را دوست دارد زیرا همه از آن من است .من زیبایم و چشمان مؤمن جز زیبایی چیزی نمی بیند.آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود.او مسؤول همه ی فاصله است.حالا قشنگ کوچکم غمگین مباش.

کوچولوی زیبا حرفی نزد و دیگرهیچ گاه نیندیشید که نازیباست. او همیشه شاد بود.



موضوعات مرتبط: کوچولوی قشنک , هیچ کی منو دوست نداره

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٢٧ | ٥:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

    سلام سرود سبز سرسبزی و طراوت است.خوب است سال نو را با سلام های نورانی آغاز کنیم.هفت سین قرآنی،هفت سلام قرآنی است که با تلاوت آن هنگام تحویل سال جدید می توان ارتباط ظریف و معناداری با عالم ملکوت برقرار کرد که در آن آرامش،امنیت ،سلامت و تحویل قلوب را به بهترین احوال میسر می کنیم.

با وضو باشید و رو به قبله بنشینید .به تمام انبیا و اولیا سلام ودرود بفرستید.

هفت سلام را بدون اشکال تلاوت کنید تا ضامن سلامت شما و خانواده و بستگانتان باشد.

می توانید این آیات مبارک را به صورت جمعی تلاوت کنید.

اگر هنگام تلاوت در یکی از مشاهد شریفه و امکنه ی مقدس باشید که چه بهتر!

    

 

1-سلامٌ قولاً من ربٍ رحیمٍ            (سوره یس:58)

2-سلامٌ علی نوح فی العالَمین     (سوره صافات:79)

 

 

3-سلامٌ علی ابراهیم                    (همان :109)

 

4-سلامٌ علی موسی و هارون         (همان:120)

 

 

5-سلامٌ علی اِل یاسین                  (همان:130)

 

 

6-و سلامٌ علی المُرسَلین               (همان:181)

                     

 

 

7-سلام هِیَ حتی مَطلع الفجر        (سوره قدر:5)

 



موضوعات مرتبط: هفت سین قرآنی

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٢٢ | ۸:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

خسرو  نامه را به قاصد می دهد تا به شیرین برساند.

وقتی شیرین متوجه می شود که نامه ای از سوی خسرو برایش آمده بسیار خوشحال می شود و با احترام زیاد آن را می گشاید و سطر به سطر آن را با دقت می خواند ولی در حین خواندن متوجه می شود که سخن های چون گل خسرو در دلداری او با خار سرزنش و زهر طنز آمیخته است.

خسرو نوشته بود:

شنیدم که به خاطر مردن یک آدم هوسباز خیلی گریه و زاری کرده ای و صورت زیبای چون گلت را زرد نموده ای.ماتم فراوان گرفته ای و مراسم با شکوه برگذار کرده ای:

 

شنیدم کز پی یاری هوسناک                به ماتم نوبتی زد بر سر خاک

زسنبل کرد بر گل مشک بیزی                زنرگس بر سمن سیماب ریزی

...جهان را سوخت از فریاد کردن              به زاری دوستان را یاد کردن

 

خوب دیگر باید به مردم جهان بگویی که برای این حمال کوه افکن و این غریب کشته ی راه عشق گریه کنند! ولی من واقعا دلم برای تو می سوزد که این قدر برای او ناراحت شدی.اصلا خودت باعث این اتفاق ناگوار شدی .او کشته ی عشق توست.پس :

 

چرا بایستش اول کشتن از درد   

چو کشتی چند خواهی اندهش خورد؟

غمش می خور که خونش هم تو خوردی  

عزیزش کن که خوارش هم تو کردی

 

اگر صد سال هم برایش گریه کنی باز هم کم است.او عجب شیرین پرستی بود! اما خوب در برابر تقدیر زندگی چه می توان کرد .حالا نگران نباش عزیزم.تو چون شمعی و او هم پروانه ی سرمست تو بود:

 

تو هستی شمع و او پروانه ی مست

چو شمع آید رود پروانه از دست

تو باغی و او گیاهی کز تو خیزد

گیاه آن به که هم در باغ ریزد...

اگر فرهاد شد شیرین بماناد

چه باک از زرد گل ؟نسرین بماناد

 

وقتی شیرین  نامه را به پایان رساند، نه می توانست خشمگین شود نه آن که شاد و آرام ؛چون هم اظهار علاقه ی خسرو و تسلیت نامه ی او بود و هم نوعی شادمانی پنهانی خسرو از نبود یک رقیب و سرزنش شیرین به خاطر دل بستن به کسی که دیگر در کنارش نیست و شیرین به او دل خوش بود.

بنابراین تصمیم گرفت این رنج پنهانی را تحمل کند و در این باره سکوت کند.

اما...

می دانید که خسرو معشوقه های دیگری هم داشت؛ روزی قاصد مخصوص شیرین به او خبر می دهد که مریم یکی از زنان زیبای خسرو از دنیا رفت و خسرو از این واقعه بسیار غمگین است و دستور داده مراسم بسیار با شکوهی برگزار کنند.

شیرین از شنیدن این خبر شاد گشت،چون یکی از رقیبان او کم شد. ولی به احترام خسرو یک ماه جشن و شادی برپا نکرد. پس از یک ماه تصمیم گرفت پاسخ نامه ی خسرو را به او بدهد و آن سخن هایی که در دل داشت را در نامه به همان روشی که خسرو در تسلیت برایش فرستاده بود،ارسال کند.

شیرین چنین نوشت:

 

در زیر این گنبد فلکی اتفاقات خوب و بد می افتد.گاهی شادی است گاهی غم و اندوه.نکند شاه عالم از این حادثه دل آزرده شود چون:

 

عروس شاه اگر در زیر خاک است

عروسان دگر دارد چه باک است

روزگار می داند که شاه تنوع طلب است و زود از داشتن یک عروس خسته می شود و می خواهد عروس دیگر داشته باشد برای همین مریم را از او گرفت تا بهتر از مریم را به او بدهد! ای شاه نازنین،نکند به اندازه ی سر مویی غمگین باشی .حیف است دل نازک و مهربان تو رنج بکشد! کار جهان است دیگر:

گه از بیداد این آن را دهد داد

گه از تیمار آن این را کند شاد

چه خوش گفتا نهاوندی به طوسی

که: مرگ خر بود سگ را عروسی

 

اگر هر چه هم برای مریم گریه کنی ،بدان که او دیگر زنده نخواهد شد.بهتر است او را فراموش کنی.آخر او پیش مرگ تو شد تا تو زنده بمانی.شاه که نباید به خاطر پیش مرگش غصه بخورد:

 

ز بهر چشمه ای مخروش و مخراش

ز فیض دجله گو یک قطره کم باش

اگر سروی شد از بستان عالم

تو باقی مان، که هستی جان عالم

مخور غم تا توانی باده خور شاد

مبادا کز سرت مویی برد باد...

 

اصلا نگران نباش.تو مانند مرواریدی یگانه هستی و معلوم است که مروارید همتا و همسری ندارد.حالا یک آهویی از دشت زندگی ات کم شده آهوان دیگر در این دشت زیادند:

 

گر آهویی ز صحرا رفت،بگذار

که در صحرا بود زین جنس بسیار...

گلی گر شد،چه باید دید خاری؟

عوض باشد گلی را نو بهاری

 

نامه ی شیرین به نظر خسرو می رسد. وقتی خسرو آن را می خواند،از پاسخ شیرین متحیر می شود.

خسرو با خود گفت: دیگر نمی توانم برای این نامه پاسخی بهتر بدهم.البته من فکر می کردم آن نامه ای که برای شیرین فرستادم آن قدر او را آزرده می کند که حتما نامه را پاره خواهد کرد، ولی او این کار را نکرد و صبر کرد تا حالا جوابی برایم فرستاد که از پاره کردن نامه سخت تر بود.در حقیقت آن چه باید می شنیدم ،شنیدم:

 

به خود گفتا:جواب است این،نه جنگ است

کلوخ انداز را پاداش سنگ است

جواب آن چه بایستش دریدن

شنیدم آن چه می باید شنیدن

 

من نمی توانم دیگر جوابی بدهم .اما عجب جوابی بود!

از طرفی علاقه ی خسرو به شیرین بیشتر شد.پس از آن هدایای زیادی برای شیرین فرستاد.

دگر باره شد از شیرین شکر خواه

که غوغای مگس برخاست از راه        (پایان)



موضوعات مرتبط: فرهاد , شیرین , خسرو , مریم

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٢۱ | ٩:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

 

اگر مشکلات  و موانع زندگی سد و بند راه تو شده و دست و پایت را بسته است.اگر احساس می کنی اسیر زمانه شده ای و هر چه تلاش می کنی راه به جایی نمی بری ناامید مباش و لبخند امید بر لب داشته باش .لبخند تو همانند لبخند کودکی است که می تواند مهر زمانه را به تو بر انگیزاند .می تواند دست های زیادی را برای یاری تو به سویت دراز کند بدون آن که ابراز نیاز کرده باشی. آرام باش و لبخند بزن حتی در سخت ترین دشواری های روزگار.یادت باشد کسی از دور مراقب توست و همراه با لبخند تو لبخند می زند.او هیچ گاه رهایت نخواهد کرد .

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/۱٩ | ۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

آداب عطسه و دعای آن

 

دین مبین اسلام برای تمام لحظات زندگی آداب و آیینی دارد که رعایت هر یک می تواند رهرو راه حق را زودتر به اهداف والا  و عالی نایل کند .شاید توجه به جزیی ترین امور که از نظر انسان عادی و نادیده انگاشته شود ادب و آدابی داشته باشد که اولیا و انبیا بدان توجه خاص داشته اند و برای آن روش صحیح و دقیقی ارائه داده باشند. توجه به همین امور ظاهرا ساده می تواند نظم و انضباط  جسمی و روحی به آدمی ببخشد و از بروز بسیاری از دردها و رنج های مسیر زندگی بکاهد.

در ادامه مقدمه ی پیشین به ذکر آداب عطسه و دعاهای مخصوص آن به نقل از گفتار معصومین می پردازیم:

 

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمود:

" هر که عطسه کند و دست را بر روی بینی گذارد و بگوید:

الحمدلله رب العالمین کثیرا کما هو اهله و صلی الله علی محمد النبی و آله السلام  از سوراخ بینی او مرغی بیرون آید از ملخ کوچکتر و از مگس بزرگتر تا برود به زیر عرش استغفار کند برای او تا روز قیامت."

 

حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود:

" نیکو چیزی است عطسه .نفع می رساند به بدن و خدا را به یاد می آورد.

 

و در حدیث حسن از آن حضرت منقول است که چون کسی عطسه کند بگوید:

الحمدلله لا شریک له و دیگران به او بگویند: یرحمک الله و او در جواب بگوید: یغفرالله لک و لنا"


از امام علی علیه السلام منقول است : هر که بعد از عطسه بگوید:

الحمدلله رب العالمین علی کل حال درد گوش ودرد دندان نیابد.

 

از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که عطسه ی کسی را بشنودحمد الهی کند و صلوات بر محمد و اهل بیتش بفرستد درد چشم و درد دندان به او نرسد و فرمود که این را بگو اگر چه دریا در میان تو و او فاصله باشد.

 

در حدیث دیگر از حضرت رسول صلوات الله علیه و آله منقول است که چون مسلمانی عطسه کند و ساکت بماند از برای علتی ، ملائکه از جانب او می گویند :

الحمدلله رب العالمین و اگر او بگوید الحمد لله رب العالمین.ملائکه می گویند: یغفرالله لک و فرمود که عطسه کردن بیمار علامت عافیت اوست وراحت بدن است.

 

از حضرت صادق علیه السلام منقول است که عطسه نفع می بخشد به بدن مادامی که زیاده از سه مرتبه بشود و چون زیاده از سه شود درد و بیماری است.

 

منبع:(حلیه المتقین علامه محمد باقر مجلسی.ص:248 به بعد)



موضوعات مرتبط: آداب عطسه کردن , دعای عطسه

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/۱٠ | ٤:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()

نام های قرآنی برای دختران چیست؟


داشتن نام نیک و با معنا در هر فردی می تواند نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت

 آینده ی وی به جا بگذارد. نام ها هر چه با معنا و زیبا و خوش‌آهنگ باشند زیباترند.

 

در قرآن کریم نیز نام های گوناگون آورده شده است.البته این سخن بدان معنا نیست که

هر اسمی که در این کتاب مقدس ذکر شده است (چه مذکر و چه مونث) برای نام گذاری

 افراد و اشخاص مناسب است.چه بسا نامی معنا و وجوه مختلفی داشته باشد که برای

 منظور خاصی ذکر شده است.لذا باید در این باره دقت زیادی نمود تا بتوان با تامل در

واژه های این کلام آسمانی اسامی مناسب و زیبا را برگزید.

نام هایی که شما در تقسیم بندی زیر مشاهده می کنید از آیات و سور گوناگون گرفته

 شده است و در هیچ کدام از این آیات این سخن بیان نشده است که مثلا دختر یا

پسرتان را چنین نام گذاری کنید بلکه این تقسیم بندی از جانب نویسنده ی این مطالب

است.

بنابراین وقتی معنی کلمه ای زیبا و با محتوا باشد آن کلمه ممکن است به عنوان نام

برای شخصی انتخاب شود. حال اگر این واژه در قرآن هم به کار رفته باشد سرور خاصی

 به دارنده ی آن نام دست می دهد که نامش در کلام الله هم به صورت مثبت آمده

است.وگرنه می دانیم که نام های دیگری هم آمده است که انتخاب آن برای نام اشخاص

 مناسب نیست و کسی نمی گوید دلیل اهمیت انتخاب نامم از آن جهت است که در

کتاب آسمانی آمده است!

مثلا: عاصفه به معنای باد تند و شدید است (سوره انبیا:81) که ممکن است کسی آن

را برای نام دختر بپسندد و دیگری با روحیه ی لطیف دخترانه مناسب نداند.

وینا آن نام هایی را که به نظرش برای دختر مناسب نیامده است را با نشانه ی *

 مشخص کرده است. هر چند ممکن است کسی آن را بپسندد.

در ادامه به برخی از واژگان قرآنی که برای نام گذاری دختران می تواند انتخاب شود

اشاره می شود .لازم به ذکر است که نشانه ی سوره و آیه بعد از نام و واژه ی مربوط

آمده است .البته ممکن است یک اسم در چندسوره ی قرآن هم آمده باشد و ما به

عنوان نمونه به ذکر یک مورد از آن بسنده می کنیم:

 

الف-اسم های مونث

 

مریم ( این اسم در اصل عبری است  به معنای پاک) سوره مریم

مائده: سوره مائده/114

صدیقه :سوره مائده/75

بینه:سوره محمد(ص)/14

کبری:سوره نجم/18

مطهره: سوره عبس/14

طیبه:سوره سبا/38

سکینه:سوره فتح/4

مبارکه:سوره نور/35

مطمئنه:سوره فجر/28

راضیه:سوره فجر/28

مرضیه:سوره فجر/28

ناعمه:سوره غاشیه/ 8

عشیه:سوره نازعات/46

فضه:سوره انسان/ 21

هدیه:سوره نمل/35

ممتحنه:نام سوره ممتحنه

مرحمت:سوره بلد/17

اسماء:سوره حشر/28

حسنه:سوره ممتحنه/4

میمنه:سوره واقعه/8

مدینه:سوره یس/20

زینت:سوره اعراف/32

زکیه:سوره کهف/ 74

زیتونه:سوره نور/35

حُسنی:سوره فصلت/50

مومنه:سوره احزاب/36

هدی:سوره بقره/97

بشری:سوره بقره/ 97

تقوی:سوره بقره/197

طوبی:سوره رعد/29  (این واژه هندی است به معنای بهشت)

کبریاء: سوره جاثیه/37

سیناء: سوره مومنون/20    (در زبان نبطی به معنای زیبایی) 

رؤیا:سوره فتح/27

جنت:سوره شعراء/9

نساء:سوره نساء/1

تذکره: سوره انسان/29

هامده:سوره حج/5       (  به معنای پژمرده و افسرده .خشک و بی سبزه و گیاه)*

عاصفه:سوره انبیا/81     (باد تند و شدید)

عُروه:سوره بقره/ 256        ( به معنای دستگیره ) این واژه در لغتنامه به معانی دیگری

همچون دسته ی کوزه .آن چه بدان اطمینان شود و بر آن اعتماد گردد.  شیر بیشه و

 معانی دیگر هم ذکر شده است. در ادبیات برای مذکر به کار رفته .عروه و عفراء نام

 عاشق و معشوق مثلی است.عروه عاشق زنی بنام عفراء بود که سرانجام در عشق او

 در گذشت.*

حبه:سوره بقره/ 261  *

واسعه:سوره زمر/ 10

روضه :سوره روم/ 15

ضحی:سوره ضحی /1

رضوان: سوره توبه/ 72

فتنه:سوره بقره/  102              *      به معنای آزمودن.گداختن و دراتش انداختن سیم

و زر برای امتحان و تعیین عیار آن.چیزی که به وسیله ی آن حال آدمی از خیر و شر آشکار

 می شود.

معانی دیگر آن :گناه.

عذاب.مال.فرزند.محنت.عبرت.فریفته.مفتون.رسوایی.آشوب.ناسپاسی.کفر.جنگ ونزاع و...

همچنین (فتنه )نام کنیزک بهرام گور است.او چنگ را خوب می نواخت طی داستانی که

حکیم نظامی در داستان هفت پیکر آورده، بهرام بر او خشم می گیرد و داستان به شکل

 شگفتی به پایان می رسد.

 

لینه:سوره حشر/ 5    به معنای درخت خرما یا نوع خوب و ممتاز آن

مشکات:سوره نور/ 35  به معنای چراغدان ودر زبان حبشی به معنای روزنه

سماء:سوره بروج/1

دنیا:سوره یونس/  24

مدینه: سوره نمل / 48   به معنای شهر  و گاه به معنی شهر مخصوص

 

 

ب- واژگان و الفاظ دیگری هم در قرآن شریف آمده است که ظاهرا نشانه ی

 تانیث ندارد ولی از نظر معنا مونث است ؛مانند:

 

حور:سوره رحمن/72     این واژه جمع است به معنای زنان سپید چشم و زیبای

 بهشتی .مفرد این واژه حورا است.می توان بااضافه کردن وند به آخر حور به صورت

(حوریه) هم تبدیل کرد .حوریه یکی از القاب بانوی نور و آیینه حضرت زهرای مرضیه است

که جان جهان فدای یک نگاهش باد .

 

ج-کلمات دیگری هم برای زنان و دختران به کار رفته است که شاید در میان

 بعضی اقوام دیگر برای مذکر به کار رود(؟)

 


سینین:سوره ی تین/2  به معنای زیبایی

سندس: سوره انسان/21    به معنای دیبای نازک

مرجان:سوره رحمن/58

لؤلؤ: سوره رحمن/ 58

کوکب:سوره نور/35

سبا:سوره سبا/15

سحر:سوره قمر/34

ملیک:سوره قمر/55

طلوع:سوره طه/130

آفاق:سوره فصلت/53    به معنای کرانه های آسمان.

متین:سوره ذاریات/58

سیما:سوره فتح/ 29

سمین:سوره ذاریات/26 ( این واژه به معنای چاق و فربه است) برای نام گذاری مناسب

نیست .اگر به صورت ثمین نام گذاری شود به معنای با ارزش و گران بها و قیمتی است

 که البته به صورت ثمن در قرآن مجیدآمده است. (سوره یوسف/20) وبرای نام گذاری

مناسب است.

کوثر:سوره کوثر/1

فردوس:سوره مومنون/ 11     (این واژه در زبان سریانی به معنای باغهای انگور است).

صفا:سوره بقره/158

حدیث:سوره واقعه/81

عسل:سوره محمد/15

سوره:سوره نور/1

اکرم:سوره حجرات/13

مهین:سوره زخرف/52     ( این کلمه در قرآن از ریشه ی عربی( مهن) به معنای خوار و

بی مقدار آمده است.ولی اگر از ریشه ی فارسی مه+ین باشد منسوب به ماه است و

اگر با کسره ی میم باشد یعنی بزرگترین)

محیا:سوره جاثیه/21

مُبینا:سوره احزاب /36

شمس:سوره شمس/1

سلوی:(نوعی پرنده) سوره اعراف/  16

قمر:سوره قمر/1  

اعظم:سوره توبه/20

 عزت:سوره منافقون/8

صباح:سوره صافات/175

مصباح:سوره نور/35

 آتنا:سوره بقره/ 201  این کلمه در آیه به صورت فعل امر (آت) +ضمیر متکلم مع الغیر(نا)

آمده است به معنای :به ما بده. البته با (آتنا) که در فارسی برای نام گذاری به کار می

رود تفاوت دارد و این تشابه لفظی و به عبارتی جناس است. لذا از این منظر نمی توان

به کسی که چنین نامی دارد بگوییم نام قرآنی دارد هر چند این کلمه تداعی می شود

 مگر آن که با معنای فعلی در نظر گرفته باشد که آن هم برای نام گذاری مناسب نیست

چون معنا ناقص است و باید دنباله ی آن هم گفته شود.

طهورا:سوره انسان/ 21

طارق:سوره طارق/1 ( به معنای ستاره صبح)

سنا:سوره نور/43

 

د-واژگان دیگری که در ذیل می آید با اضافه شدن تاء تانیث درآخر آن برای

دختران به کار می رود ولی در قرآن مذکر آن آمده است:

 

ریحان: سوره واقعه

حنان:سوره مریم

عظیم:سوره دخان/57

نعیم: سوره صافات/43

فائز:سوره توبه/20

امین:سوره دخان/51

اله:سوره جاثیه/23 

آمن:سوره آل عمران /97

عالی:سوره انسان/21

وحید:سوره مدثر/11

وجیه:سوره آل عمران/45

منیر:سوره احزاب/ 46

حکیم:سوره شوری/3

رابع: سوره کهف/ 22

 لطیف:سوره شوری/19

سید:سوره یوسف/

ساجد:سوره زمر/9

مستور:سوره اسری/45

محسن:سوره بقره/112

ایمان:سوره حجرات/14

شهید:سوره فصلت/47

هاجر:سوره احزاب/50( این کلمه در قرآن کریم به صورت فعل آمده است به معنای هجرت کرد )

 

ه-هم خانواده ی بعضی کلمات هم آمده است .مثلا:

 


هنیئا:سوره نساء/4  که در کلمه ی هانیه به معنای گوارا دیده می شود.

ثمن:سوره یوسف/20  که در کلمه ی ثمین به معنای باارزش و قیمتی به کار رفته است.

 

توضیحی در باره ی لیلا:

لیل در قرآن مجید در سور مختلف آمده است.مؤنث آن لیلاء است که به این شکل

نیامده است.به معنای شب دراز و سخت یا شب سخت تاریک از ماه یا شب سی ام

ماه.

فارسیان اگر این نام را می گذارند همزه ی آخر را حذف می کنند و می گویند:لیلا

 

همان گونه که گفتم در قرآن کریم لیل آمده است و بنا به قاعده ی دستور زبان عربی این

کلمه به خاطر نقش دستوری خاص خود ممکن است حرکت و اعرابی خاص داشته باشد

 مثلا:لیل (با فتحه .کسره .ضمه یا تنوین) بنابراین وقتی  آیه ی شریفه ی :

 

"سبحان الذی اسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی "  سوره ی

اسراء/1 )  را می خوانیم  الف آخر لیلا به خاطر بیان زمان منصوب شده نه آن که گمان

 کنیم مؤنث است.

جالب است بدانید که می گویند شخصی تصمیم می گیرد از مجنون که از عشق لیلی

بی تاب بود و دایم از او می گفت و جز او نمی دید سؤالی قرآنی بپرسد .نزد مجنون می

رود و می گوید تو از قرآن هم چیزی می دانی ؟ او آیه ای می خواند که در آن واژه ی لیلا

آمده بود:

کس ز مجنون سؤال قرآن کرد          گفت: اســـری بعبده لـیــــــلاً

(شعر از قاآنی)

 

 اگر  (ی) نسبت به لیل اضافه شود:لیلی  خوانده می شود یعنی منسوب به شب/ شبانه.

 لیلی به معنای شراب هم آمده است.

تحقیق در این باره فرصت جداگانه ی را می طلبد ولی به خاطر آن که به شما دوست گرامی قول داده بودم این پژوهش بسیار مختصر انجام شد. از پرسش زیبایتان بسیار سپاسگزارم. امیدوارم لحظات زندگانی شیرینتان  روشن به نور قرآن و ایمان باشد!

 

منابع: (قرآن کریم.ترجمه مفردات راغب اصفهانی.لغتنامه دهخدا.نثر طوبی یا دایره المعارف قرآن مجیدآیه الله شعرانی.المعجم المفهرس  محمد فواد عبدالباقی.الاتقان سیوطی.واژه های دخیل در قرآن سیوطی. المنجد الطلاب)

 

 

 



موضوعات مرتبط: نام های قرآنی برای دختران , هانیه ریحانه زکیه راضیه , لیلا طوبی بشری اسماهدی فتنه , مطهره حورا کبری مرجان

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/۸ | ۸:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : وینا | نظرات ()